فوروم ایران آمریکا

فوروم ایران آمریکا (http://www.iranamerica.com/forum/index.php)
-   تالار مطالب ادبی (ترجمه) (http://www.iranamerica.com/forum/forumdisplay.php?f=132)
-   -   می سوزانید یا نمی سوزانید !؟ (http://www.iranamerica.com/forum/showthread.php?t=17127)

پرسشگر 04-21-2010 06:28 PM

می سوزانید یا نمی سوزانید !؟
 
-چه چیز را ؟
-دستنوشته های آخرین رمان ناتمام ولادیمیر ناباکف یکی از نوابغ تاریخ ادبیات جهان
-این چه سوالیست ؟ چرا باید بسوزانمش ؟
-خالق لولیتا در بستر بیماری از "ورا" همسر وفادارش می خواهد که اگر موفق به اتمام رمانش "لورا" نشد همه فیش ها را به شومینه بیندازد
-"ورا" به وصیت او عمل کرد ؟
-هر چه کرد نتوانست تا آخر عمرش آنها را بسوزاند چون ارزش والایی برایشان قایل بود. او آنها را در صندوقچه ای پنهان می کند و به نوبت خود در وصیتش تصمیم گیری درمورد فیشها را به عهده پسرش دیمیتری که خواننده معروف اپراست می گذارد.
-خوب دیمیتری چه تصمیمی گرفت ؟
-فعلا تا همین جا بگذار این سوال را از هم انجمنی های خود بپرسیم. خانم های فروم، اگر شما به جای "ورا" بودید می سوزاندید ؟ آقایان فروم شما چی ؟ اگر جای دیمیتری باشید می سوزانید یا نمی سوزانید ؟

mory291 04-21-2010 10:23 PM

پاسخ : می سوزانید یا نمی سوزانید !؟
 
می سوزوندم پرسشگر جان!
همچین می سوزوندم که جیززززز و ویلیززززش بلند شه و جیغ و دادش به آسمون برسه!
البته واسه این کار لازم نیست همسر یا پسر جناب نمی دونم چی چی کف باشم! لذا از اونجا که آدمیزاد معروف قحطی نشده، فرض رو بر این میگذارم که دست نوشته ها متعلق به حضرت حافظ بوده باشه که در ولایت ما بیشتر میشناسنش و از اونجا که مرده پرستی هم خوراکمونه، پول دست نوشته مرده ها هم سر به فلک می زنه! بخصوص که اون مرده حافظ باشه!
لذا عرض کردم که بله می سوزوندمش!
اما نه دست نوشته ها رو!
بلکه اون کسی رو می سوزوندم که بخواد دست نوشته ها رو بسوزونه! بعد هم دست نوشته ها رو برمی داشتم و می رفتم بازار منوچهری، طرف عتیقه فروش ها! اونجا بود که خدمت جنابعالی و سایر دوستان عرض می کردم علم بهتر است یا ثروت!
راستی پرسشگر جان! علم بهتر است یا ثروت؟ جوابشو بلدی؟

فابیان 04-22-2010 02:46 AM

پاسخ : می سوزانید یا نمی سوزانید !؟
 
من میگم باز خدا رو شکر از آقایان نپرسیدی اگر جای ورا بودند میسوزوندند یا نه و بالعکس.

مرتضی 04-22-2010 03:27 AM

پاسخ : می سوزانید یا نمی سوزانید !؟
 
موری جان فرمایش شما متین، اما مسئله اینجاست که شما می بایست خودتان را جای دبمیتری یا ورا بگذارید و نظر بدهید. ناباکوف این طور که پیداست اموال و املاک قابل ملاحظه ای برای وارثش به جا گذاشته، و خود این جناب دیمیتری خواننده اپرا هم احتمالا اوضاع خوبی دارد ولذا چیزی که می فرمایید ممکن است برایش ملاک نبوده باشد (دقت بفرمایید، «ممکن» است). من خبری از عاقبت داستان ندارم اما اگر دیمیتری می خواست این اثر ناتمام را منتشر کند (به هر دلیل، مالی یا غیره)، احتمالا صحبتی از این وصیت پدری نمی کرد و دستنوشته ها را «تصادفا» از بین یادداشت هایش پیدا می کرد؛ یا شاید شاهد ثالثی در زمان وصیت بوده :33: خلاصه باید دید در انشایی که دیمیتری نوشته علم بهتر است یا ثروت.

mory291 04-22-2010 09:14 AM

پاسخ : می سوزانید یا نمی سوزانید !؟
 
نقل قول:

نوشته اصلی توسط مرتضی (پست 57449)
......فرمایش شما متین، اما مسئله اینجاست که شما می بایست خودتان را جای دبمیتری یا ورا بگذارید و نظر بدهید......

مرتضي جان فرمايش شما هم متين! اما آخه قربونت برم ، من چيكار كنم كه اين جناب ناباكف و ضعيفه متعلقه و آقا زادشون رو نمي شناسم! فلذا سعي كردم به موضوع به طور كلي نگاه كنم و اينكه ما يك سري دست نوشته ارزشمند داريم و يك وصيت جهت سوزاندن و ناكار كردن آنها! حال چه مي كنيم؟
نظرم را هم بر اساس برداشت خودم از نظر عام جامعه دادم و نه صرفا يك نظر شخصي! البته اصرار ندارم كه حتما اين نظر درسته. اما فكر ميكنم عمده افراد دور و بر ما سخت از خير پول مي گذرند! بخصوص پول صاحبمُرده اي كه قراره توي آتش انداخته بشه!
نقل قول:

نوشته اصلی توسط مرتضی (پست 57449)
.......خود این جناب دیمیتری خواننده اپرا هم احتمالا اوضاع خوبی دارد ولذا چیزی که می فرمایید ممکن است برایش ملاک نبوده باشد......

مرتضي جان آخه شما چرا؟ از كي تا حالا اونائي كه مزه پولداري رو چشيدن ازش بدشون اومده؟ اصلا مگه نشنيدي كه مي گن :"مرغ هر چي چاق تره، تخم مرغش ريز تره؟" ! راست و دروغش با اونائي كه گفتن! من كه مرغ ندارم! اما هرچه هست اين جناب ديميتري هم بعيده از اين قاعده مستثني باشه ! تا نظر شما چي باشه!

neda afarid 04-22-2010 10:45 AM

پاسخ : می سوزانید یا نمی سوزانید !؟
 
جای "ورا "بودن حودش خیلی سخته اول به من بگید فیلتر نگاه "ورا "چیست؟الکی که نمیشه آدم خودشو جا ی این واون بذاره با اینکه زن هستم ولی میگم اگه جای "دیمیتری"بودم میذاشتم این سئوال همینطوری بین اعضای فروم بچرخه و دست نوشته ی بابام موضوع داغی بشه

پرسشگر 04-22-2010 01:07 PM

پاسخ : می سوزانید یا نمی سوزانید !؟
 
موری جان مخصوصا لینک نمی دم تا تقلب نرسونده باشم ولی همین رو بگم که این جناب دیمیتری کم پدیده ای نیست. تک فرزند ناباکف ها سال 1934 به دنیا میاد (76 سالشه) خواننده اپرا،راننده مسابقات اتوموبیلرانی(فراری) و مترجم بسیاری از نوشته های پدرش از روسی به انگلیسی بوده و در حال حاضر بین فلورید و مونترو سوییس در تردد هستند.
از سال 1991 که مادرش ورا از دنیا می رود تا نوامبر 2009 (18 سال) با خودش در کلنجار بوده که بسوزانم یا نسوزانم ؟
اما هدف از طرح این سوال مورد خاص ناباکف نیست بلکه ما با یک مسئله "اتیک" روبرو هستیم فرانسوی ها اسمش را un cas de conscience (مورد وجدان) می گذارند.هیچ فکر کرده اید این مورد می توانست شامل وصیت نامه مرحوم پدربزرگ خوابزده خودمان باشد !
در تمام این 18 سال کم نبودند روشنفکرانی که اصرار می ورزیدند که دیمیتری دستنوشته ها را منتشر کند. بعضی از آنها تا آنجا پیش می رفتند که ادعا کنند : اثر یک هنرمند تاریخ بشریت از زمانی که بر روی تابلو یا کاغذ ثبت شود دیگر متعلق به او نیست بل متعلق به کل بشریت است !

پرسشگر 04-22-2010 08:08 PM

پاسخ : می سوزانید یا نمی سوزانید !؟
 
"کافکا در طول زندگیش فقط چند داستان کوتاه منتشر کرد که بخش کوچکی از کارهایش را تشکیل می‌دادند و هیچ‌گاه هیچ‌یک از رمان هایش را به پایان نرساند (به جز شاید مسخ که برخی آن را یک رمان کوتاه می‌دانند). نوشته‌های او تا پیش از مرگش چندان توجهی به خود جلب نکرد. کافکا به دوستش ماکس برود گفته بود که پس از مرگش همهٔ نوشته‌هایش را نابود کند. دوریا دیامانت معشوقهٔ او با پنهان کردن حدود ۲۰ دفترچه و ۳۵ نامهٔ کافکا، تا حدودی به وصیت کافکا عمل کرد، تا وقتی که در سال ۱۹۳۳ گشتاپو آنها را ضبط کرد. جستجو به دنبال این نوشته‌های مفقود هنوز ادامه دارد. برود بر خلاف وصیت کافکا عمل کرد و برعکس بر چاپ همهٔ کارهای کافکا که در اختیارش بود اهتمام ورزید. آثار کافکا خیلی زود توجه مردم و تحسین منتقدان را برانگیخت."
ملاحظه می فرمایید که تاریخ از این دست بد عهدی ها زیاد داشته و خواهد داشت.
دیمیتری دست نوشته ها را که پدرش در یک قوطی کفش جا داده بود از 18 سال پیش در صندوق بانکی در سوییس می گذارد و هر از گاهی آنها را به معدود خواصی که از دوستانش در عالم ادبیات بودند نشان می دهد. در بین آنها سردبیر نیویورکرمجله ای که برای اولین بار پدر را به جهان ادب معرفی کرده بود...

پرسشگر 04-23-2010 01:38 PM

پاسخ : می سوزانید یا نمی سوزانید !؟
 

"ولاديمير ناباکف (Vladimir Nabokov) در سال 1899 در سنت پترزبورگ روسيه به دنيا آمد. در کودکي سه زبان روسي و فرانسه و انگليسي را آموخت. در سال 1919 به انگلستان رفت و در سال 1922 از کالج ترينيتي کمبريج در رشته زبان‌هاي رومي و اسلاوي فارغ‌التحصيل شد. تقريباً در همين دوره به انتشار اشعار و داستان‌ها و مقاله‌هايش به زبان روسي با نام مستعار «و.سيرين (V.sirin) » پرداخت. در پي حملة هيتلر به اروپاي غربي در سال 1940 به ايالات متحده امريکا مهاجرت کرد و در سال 1945 تبعة آن کشور شد. او در کالج‌ها و دانشگاه‌هاي امريکايي به تدريس اشتغال داشت و آثارش را در مجله‌هاي امريکايي منتشر مي‌کرد. در سال 1955 پس از انتشار رمان لوليتاLolita به شهرت رسيد. در سال 1959 از پيشة تدريس دست کشيد تا همة وقت خود را صرف نوشتن کند. به‌همين دليل به‌همراه خانواده‌اش در سويس اقامت گزيد. ولاديمير ناباکف در سال 1977 درگذشت.
برخي از آثار ناباکف به زبان انگليسي عبارتند از:
(1941)the real life Sebastian knight که اولين رمان او به زبان انگليسي است؛ (1951) Conclusive Evidence که يادآور کودکيش در روسيه است؛ (1957)Pnin هجوي دربارة يک پروفسور مهاجر روسي در امريکا؛ (1958 Nabokov's Dozen(مجموعة سيزده داستان کوتاه، (1962) Pale Fire( هجوي دربارة زندگي دانشگاهي؛ و...
ناباکف همچنين رمان اوژن اونه‌گين پوشکين را در سال 1963 به انگليسي ترجمه کرد که خودش آن‌را «کار بزرگ زندگيم» خواند و با هم‌کاري پسرش بسياري از داستان‌ها و رمان‌هاي اوليه روسي خود را به انگليسي ترجمه کرد.
دانش زباني و مطالعه گستردة ناباکف دربارة ادبيات جهان زمينه‌ساز سبک ادبي او بود. معمولاً مضامين روان نژندي و پارانوئيدي در تاروپود آثار او وجود دارد. نوآوري‌هاي آگاهانه در زبان، مشخصه سبک او محسوب مي‌شود.
در داستان «ايما و اشاره‌ها» جهان از ديد شخصيتي روان‌نژند نظامي از نشانه‌هاست که او تفسير مي‌کند و «خلاف عادت (Paradox) »اين است که خواننده هم در اين تفسير درگير مي‌شود"
ناباکف بوف کور صادق هدایت را خوانده بود و تحسینش می کرد :
"هدایت، به تعبیر ولادیمیر ناباكف، نه با كمك كلمات بلكه با "سایه كلمات" فكر می‌كند، و به گونه‌ای می‌نویسد كه كلمه در محدودة كلمه باقی نمی‌ماند، بلكه «سایه» خود را نیز به همراه می‌آورد"


پرسشگر 04-23-2010 03:38 PM

پاسخ : می سوزانید یا نمی سوزانید !؟
 
کم کم زمزمه هایی از کسانی که دستنوشته ها را رویت کرده بودند شنیده می شود. شایعات قوت می گیرد : چه بسا شیوه این رمان بتواند تحولی مهم در رمان نویسی امروز ایجاد کند.
دیمیتری بدون فرزند، آخرین وارث بود و در سنین کهولت باید تصمیمش را می گرفت. سرانجام 18 نوامبر 2008 درمصاحبه ای با بی بی سی از مونترو سوییس ناباکف جونیور تصمیمش را در خصوص انتشار رمان نا تمام پدراعلام می کند. بلافاصله بی بی سی پیش بینی می کند که چاپ کتاب بزرگترین حادثه ادبی سال خواهد بود.
گاوریل شاپیرو متخصص ناباکف از دیمیتری دفاع می کند : "دیمیتری تصمیم درستی گرفت. اگر پدرش می خواست که دستنوشته ها نابود شوند خودش می توانست این کار را انجام دهد."
یک سال بعد یعنی 17 نوامبر 2009 رمان ناتمام ولادیمیر ناباکفThe original of Laura, همزمان در نیویورک و لندن به بازار می آید. اسم ناشرش راندم هاس را یواش می گویم شهاب نشنود !
البته رمان که چه عرض کنم. آنچیزی که در کتاب پیدا می کنید مجموعه فیشها با دستخط ولادیمیر ناباکف است به صورت کارتهایی که خواننده به سلیقه خود می تواند در کادرهای خالی صفحات کتاب جا دهد چرا ؟ چون این فیشها، نتها و اشارات برای فصلبندی هاست و از ترتیب مشخصی برخوردار نیست ! در واقع این خواننده است که رمانش را مرتب می کند بدون آنکه به کلید معما که تنها در دست نویسنده اش بوده دسترسی داشته باشد.
در همین چند ماه حرف و حدیثها در باره ارزش ادبی این اثر و همچنین درستی یا نادرستی تصمیم دیمیتری در دنیای نشرغوغایی به پا کرده.
امروز واکنشها بیشتر با یک نوع عصبیت عمومی همراه است ...
http://www.lefigaro.fr/medias/2010/0...f4c455817d.jpg

حسن2568 04-23-2010 03:57 PM

پاسخ : می سوزانید یا نمی سوزانید !؟
 
حقيقتش من حتما همه را ميسوزانم چون اصلا از رمان و قصه خوشم نمياد

mory291 04-23-2010 04:59 PM

پاسخ : می سوزانید یا نمی سوزانید !؟
 
پرسشگر عزیز!
مرسی که این مطلب جالب را با قطره چکان به حلق را ریختید و البته خیلی حال کردیم و به انتظارش می ارزید! حالا نمیشد همشو تو یه پست میگذاشتید و خلاص؟ بگذریم!
سوال بنده اینه : چه عامل یا مفهومی باعث تمایز این اثر به عنوان یک اثر ادبی برتر شده که از انتشارش به عنوان مهمترین رویداد ادبی سال یاد شده؟ آیا از شخص ناباکف اثر عمیق دیگری به جا مانده که بشه با استناد به اون، انتظار داشت که این اثر هم متمایز باشه؟ یا ممکنه که صرف یک جنجال ادبی یا ژورنالیستی از سوی یک انتشاراتی صاحب نام مثل رندم هاوس در کار باشه؟
ممنون

پرسشگر 04-23-2010 07:14 PM

پاسخ : می سوزانید یا نمی سوزانید !؟
 
موری جان ممنون از لطفت. به چند دلیل بهتر دیدم که همه را در یک پست نگذارم. اول اینکه نمی خواستم سرانجام ماجرا در رای اعضا تاثیرگذار باشد و جنبه عمومی سوال برایم مهمتر است. ماکس برود و دوریا دیامانت هم در برابر وصیت کافکا تعهدی داشتند که حداقل اولی به آن پایبند نبود. دوم از نوشتن پست های طولانی پرهیز می کنم چون احساس می کنم خیلی از دوستان پست های بلند را نمی خوانند یا سرسری می خوانند خصوصا اگر موضوع ادبی باشد !
چاپ این کتاب در عمل مهمترین حادثه ادبی سال نشد و تا آخر امسال هم نمی شود. پیش بینی بی بی سی همزمان با اعلام تصمیم دیمیتری ناباکف یکسال قبل از انتشار صورت گرفت که حتما امروز بابت آن خرسند نیستند. منتقدان با خواندن نسخه چاپی معتقد نیستند که با یک اثر ادبی متمایز روبرو هستند و به جای استفاده از "دستنویس" از واژه "چرکنویس" استفاده می کنند.
ولی رمان لولیتا در نظرسنجی منتقدان ادبی که از طرف نیوزویک انجام شد در جایگاه چهارمین اثر ادبی برتر تاریخ ادبیات جهان می نشیند.
موری عزیز جالب است بدانی که ایده این تاپیک از خبر "پروژه ناتمام «استنلي كوبريك» به سينما مي‌آيد" ارسال شده توسط مرتضی بزرگوار شکل گرفت. در آن تاپیک که متاسفانه زود جوانمرگ شد خوابزده نوشته بود : "نمی توانم احساس بد خودم رو از اینکه قرار است یک پروژه ناتمام کوبریک به دست شخص دیگری ساخته شود پنهان کنم. درست مثل اینست که بخواهیم یک غزل ناتمام حافظ را جهت تکمیل بدهیم به احمد شاملو یا ملک الشعرای بهار یا هر شاعر بزرگ دیگری."
تصادفا استنلی کوبریک اولین کارگردانی بود که لولیتا را به سینما آورد و حالا فیلنامه هایش پس از مرگ به دست هالیوود افتاده است !

فابیان 04-24-2010 01:00 AM

پاسخ : می سوزانید یا نمی سوزانید !؟
 
پرسشگر جان .
قبل از مرگ با اینهمه دستنوشته های خودمون چکار کنیم؟ از کجا بفهمیم اینها ادبیه یا بی ادبی ؟ بسوزونیم یا بریزیم دور ؟ یه کمکی بکن تا به وصیت نکشه و مزاحم بازماندگان نشویم. مرسی بوکو

پرسشگر 04-24-2010 03:05 PM

پاسخ : می سوزانید یا نمی سوزانید !؟
 
فابیان عزیز، شاید سبک ادبی شما همانند ناباکف بعضا "گروتسک" باشد اما بی ادبی وصله ایست که به آن نمی چسبد. از جنبه مینی مالیستی کامنت های شما هم نباید به سادگی گذشت که کار هر کسی نیست. قدرت امپروویزاسیونی که در خلق اشعارتان دارید دیگر فقط از پس نوابغی بر می آید که نسلشان رو به انقراض است. عمرتان دراز باد، تنها توصیه این حقیر اینستکه به بازمانده جماعت اطمینان نکن ! بگیر نگیر دارد ! در ضمن ژو وو زانپری فابیان !

mory291 04-24-2010 04:41 PM

پاسخ : می سوزانید یا نمی سوزانید !؟
 
نقل قول:

نوشته اصلی توسط پرسشگر (پست 57578)
فابیان عزیز،

شاید سبک ادبی شما همانند ناباکف بعضا "گروتسک" باشد .....
از جنبه مینی مالیستی کامنت های شما هم نباید به سادگی گذشت .....
قدرت امپروویزاسیونی که در خلق اشعارتان دارید.....
... ژو وو زانپری فابیان !

از دوستان عزيزي كه آشنائي به زبان "بتر دَن آس كريچرز" دارند عاجزانه تقاضا داريم از حالا به بعد رعايت "آندر دپيلوما اسپيكينگ" را نموده و "ترانسلاسيون" الفاظ "دَت سايد آف واتر" را كه "اپلاي" مي كنند را هم "رايتينگ" كنند!
"مقسي منسيور" ها فابيان اند پرسشگر
(ما رو باش با كي ميريم سيزده بدر!)

پرسشگر 04-24-2010 06:47 PM

پاسخ : می سوزانید یا نمی سوزانید !؟
 
موری عزیز سن دقیقت را نمی دانم اما پسر من از 3 سالگی فرانسه را بلبل صحبت می کرد ! حکایت ناصرالدین شاه در خیابانهای پاریس را که حتما شنیدی !
سیزده به در بعدی دست خانوم و بگیر و با یک قابلمه سبزی پلو ماهی بیا باغچه ما !

پرسشگر 04-24-2010 07:13 PM

پاسخ : می سوزانید یا نمی سوزانید !؟
 
از دوستانی که نمی سوزانند می پرسم آیا در مورد عواقب شرعی عدم اجرای وصیت متوفی استفتا کرده اند ؟

گارد جاویدان 04-24-2010 07:37 PM

پاسخ : می سوزانید یا نمی سوزانید !؟
 
من اگه به جای دیمیتری بودم نمی سوزاندمش وان را می دادمش به یک کارگردان تا از روی ان فیلمی بسازه ودوباره نام پدرش زنده بشه ودوباره معروف بشه..

mory291 04-24-2010 08:02 PM

پاسخ : می سوزانید یا نمی سوزانید !؟
 
نقل قول:

نوشته اصلی توسط پرسشگر (پست 57592)
موری عزیز سن دقیقت را نمی دانم اما پسر من از 3 سالگی فرانسه را بلبل صحبت می کرد ! حکایت ناصرالدین شاه در خیابانهای پاریس را که حتما شنیدی !


سیزده به در بعدی دست خانوم و بگیر و با یک قابلمه سبزی پلو ماهی بیا باغچه ما !

خدا انشاا.. پسر عزیزتون رو براتون سالم و سرزنده نگه داره و 12 تا زبون دیگه هم یاد بگیره! به خدا پرسشگر جان من نه پسر دارم نه بلبل! خودم هم از فرانسه فقط "بن ژو" و "بن ویاژ" را بلدم و می دونم به هر چی که انگلیسی ها "شن" میگن، فرانسوی ها می گن "سیون"!
حکایت ناصرالدین شاه رو هم شرمنده! نخیر نشنیدم! اگر تعریف کنی حتما تشکر می ذارم! سیزده بدر رو هم شرمنده ام! همین سیزده قبلی که خوابزده خواست ما رو ببره کاستاریکا و سرآخر فقط رفتیم تا همین اوشون فشم ، اونم تمام خرج افتاد گردن خودمون از سرمون زیاد بود! مرسی!
نقل قول:

دوستانی که نمی سوزانند می پرسم آیا در مورد عواقب شرعی عدم اجرای وصیت متوفی استفتا کرده اند ؟
هر چی ندونم این یکی رو می دونم! چون معمولا بزرگان مربوطه به فرانسه نمی نویسند! فارسی و حداکثر عربی می نویسند!
حکم شرعی در خصوص اموال یا چیزی که ضابطه مالی داشته باشد و در زندگی متوفی واگذار نشده باشد این است که امکان دخل و تصرف در سه چهارم آن توسط وراث وجود دارد. (ظاهرا عدد مربوطه در فتاوی مختلف است) یعنی شخص می تواند تمامی اموال خود را فقط در زندگی واگذار کند و پس از فوت اختیار بخش عمده اقلام به جا مانده با صاحبان اصلی یعنی وراث است.
اما دیون متوفی اعم از معنوی و مادی باید توسط ورثه بصورت تمام و کمال ادا شود. دیون در زمره اموال نمی باشد. لذا اختیار سوزاندن و یا نسوزاندن قطعات ادبی به عهده ورثه بوده (اگر سرکار خانم و آقازاده جناب ناباکف مسلمان بوده باشند) و البته واجب آن است که یک چهارم سود (عددش بنابر حکم کسی که ازایشان تقلید میکنند) حاصله را به گفته متوفی آتش بزنند! دیگه خود دانند! ( البته امام جماعت مسجد کوچه مامانم اینا می گه خوب ترش این است که یک جائی خرج کنند که به روح ایشان برسد! اینکه توی مثلا سن پطرزبورگ کجا میشه همچین کاری کرد من نمیدونم!)
ممنون

پرسشگر 04-25-2010 01:08 AM

پاسخ : می سوزانید یا نمی سوزانید !؟
 
L'amertume d'une vie in­terrompue n'est rien en re­gard de l'amer­tume d'une œuvre interrompue:la probabilité que la première puisse se poursuivre par-delà la ­tombe semble infinie, comparée au désespérant inachèvement de la seconde, vu de là-bas cela pourra peut-être pa­raître absurde, mais vu d'ici, l'écrit ­reste irrémédiablement inexistant»
20 نوامبر 2010 یعنی پنج روز پیش روزنامه فیگارو در مقاله ای کتاب جنجالی را نقد می کند. عنوان دومش این جمله بلند ولادیمیر ناباکوف است که در بالا آمده. ترجمه اش به فارسی جرات می خواهد که نداشتم و از دوست بزرگواری خواستم که زحمتش را برای "ما" بکشد که او هم دریغ نکرد. توجه داشته باشید که در این گونه موارد ترجمه تحت الفظی جواب نمی دهد :
"تلخی زندگی ناتمام در برابر تلخی اثر ناتمام هیچ است. احتمال اینکه زندگی پس از مرگ جسمانی ادامه یابد احتمالی بی پایان است، حال آنکه ناتمام ماندن اثر یاس آور است، اگر از آن جهان بنگریم، این امر چه بسا پوچ بنماید اما در نگاه اینجهانی، نوشته به طرزی چاره ناپذیر نیست می ماند."

فابیان 04-25-2010 02:33 AM

پاسخ : می سوزانید یا نمی سوزانید !؟
 
نوامبر نه عزیزم: آوریل

استقلال 03-15-2012 03:59 PM

پاسخ : می سوزانید یا نمی سوزانید !؟
 
نقل قول:

نوشته اصلی توسط mory291 (پست 57452)
مگه نشنيدي كه مي گن :"مرغ هر چي چاق تره، تخم مرغش ريز تره؟" !

والا ما شنیدیم "مرغ هر چی بومی تره ،تخمش ریزتره ؟" ! راست و دروغش با اونائي كه گفتن! من كه مرغ ندارم!

هزارچهره 06-23-2012 04:19 PM

پاسخ : می سوزانید یا نمی سوزانید !؟
 
نقل قول:

نوشته اصلی توسط پرسشگر (پست 57405)

...-فعلا تا همین جا بگذار این سوال را از هم انجمنی های خود بپرسیم. خانم های فروم، اگر شما به جای "ورا" بودید می سوزاندید ؟ آقایان فروم شما چی ؟ اگر جای دیمیتری باشید می سوزانید یا نمی سوزانید ؟

عجب تاپيك جالبي
ميدونيد بايد كي بسوزه اونايي كه تاپيك هاي خوب ميذاشتند و الان غايب شدن. پرسشگر، موري، خوابزده، مرتضي... بازم بگم؟ :surrender:
شايد من هم همان كاري مي كردم كه " ورا " كرد. نمي سوزاندم . و شايد به قول گاردجاويدان عزيز به يه فيلم خوب تبديلش مي كردم كه پايانش مبهم باشه.

پرسشگر 06-23-2012 06:11 PM

پاسخ : می سوزانید یا نمی سوزانید !؟
 
هزارچهره و استقلال گرامی، خاطره های دو سال پیش را زنده کردید!
همه دوستانی که نام بردید منجمله خودم خانه زاد فروم هستیم و غیبت های کوتاه مدت هم امری طبیعی است. البته در مورد موری کم کم دارد خیلی زیاد می شود.
ولی فکر کنم شهاب دیگر وارد غیبت کبری شده است و تهیه یک طومار جهت تحویل به شهیر لازم !
جا دارد از دوستی که زحمت ترجمه فارسی جمله ادبی ناباکف را کشید دوباره قدردانی کنم. این بانو که نمی توانم نامش را ببرم برجسته ترین مترجم فرانسه به فارسی در ایران است و هم او به من جرات ترجمه هایی که در فروم دیده اید داد. (قبل از آن فقط از فارسی به فرانسه ترجمه کرده بودم)
"تلخی زندگی ناتمام در برابر تلخی اثر ناتمام هیچ است. احتمال اینکه زندگی پس از مرگ جسمانی ادامه یابد احتمالی بی پایان است، حال آنکه ناتمام ماندن اثر یاس آور است، اگر از آن جهان بنگریم، این امر چه بسا پوچ بنماید اما در نگاه اینجهانی، نوشته به طرزی چاره ناپذیر نیست می ماند."


ساعت جاری 12:03 AM با تنظیم GMT +4.5 می باشد.

Powered by vBulletin Version 3.8.7
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd

Persian Language Powered by Mihan IT