دیالوگ های به یادماندنی سینمای ایران و جهان [آرشیو] - فوروم ایران آمریکا

PDA

براي ديدن مقاله با شکل و فرمت کامل به لينک روبرو مراجعه کنيد : دیالوگ های به یادماندنی سینمای ایران و جهان


مرتضی
01-11-2010, 04:07 PM
این تاپیک با توجه به اعلام وجود و ادعای برخی اعضای معلوم الحال در باب فیلم بازی، فیلم بینی، و فیلم پراکنی ایجاد شده. اگر فیلم باز درجه اول تشریف دارید و اصولا بقیه را با چشم غیرمسلح نمی توانید ببینید، قدم رنجه فرموده و از جملات قصار و دیالوگ های فیلمی فرد اعلا و مشدی بقیه را هم مستفیض بفرمایید.

من باب شروع، داشته باشید از آقا مجید ظروفچی جوبچی:

داش حبیب: باز زیر پل رفتی چیکار پسر؟
مجید: جوب گردی.
داش حبیب: خودتو شل کن.
مجید: من که شل خدایی هستم، یه زنجیر جستم نیم زر، حظ کن، آلمانیه!
داش حبیب: چرا نیومدی در دکون؟
مجید: امروز جمعه اس تعطیله!
داش حبیب: امروز دوشنبه اس، خیلی داریم تا جمعه.
مجید: نخیـــــــــــر! تو اون تقویمه که آقام اون سال عید خودش با دست خودش بهم عیدی داد امروز جمعه اس
داش حبیب: اون تقویم باطله ست.
مجید: واسه من جمعه جمعه آقامه، شنبه شنبه آقامه، خواه مرده خواه زنده. جخ تقلید مرده جایزه، آقا میگه بالا منبر.
مجید [رو به خودش]: چشم شیطون کر توپّ توپّم، این مالو منال مفتی همچین هلو برو تو گلو گیر نیومده، حاصل یک عمر جوب گردیه. آقامون ظروفچی بود، خودمون شدیم جوبچی، آقا مجید ظروفچی جوبچی، میخ زنگ زده، زنجیره زنگ زده ، تارزان زنگ زده، ساعته زنگ زده، حواستو جمع کن ساعت زنگ زده دیگه زنگ نمیزنه چون زنگاشو زده...

saeed.sajedi
01-11-2010, 04:21 PM
اگر اشتباه نكنم ديالوگ هاي فيلم سوته دلان با هنرنمايي بهروز وثوقي است درسته؟
لطفا اسم فيلم ها رو هم بنويسيد

مرتضی
01-11-2010, 04:44 PM
اگر اشتباه نكنم ديالوگ هاي فيلم سوته دلان با هنرنمايي بهروز وثوقي است درسته؟
لطفا اسم فيلم ها رو هم بنويسيد

سعید جان درست میگی، ممنون. اما کسی که سوته دلان رو نشناسه که نیم عمرش بر فناست :love:

حاجی جفرسون
01-11-2010, 04:44 PM
مرتضی: جون ...! جون...! چه کفتری! می ارزه به صد تا سیم دم سیاه و سرور و کله قرمز... نشونم داره... شستشم زدن... جون ...!
بی بی: حیا کن پسر ... اون خدا بیامرز سرش تو کار و کاسبی بود که تو سالی به دوازده ماه بی کاری و بی عار... برو از دائیت یاد بگیر... ببین چطور بعد از یه عمر یللی و تللی سرش به سنگ خورد و رفت پی کار و زندگی... دو سال نیست که دل به کار داده... توپ داغونش نمی کنه... به فاطمه زهرا یه روزی سرت به سنگ می خوره که نه راه پس داری و نه راه پیش ... آخه کفترم شد زندگی...؟ کفترم شد نون و آب...؟ پسرای خدیجه رختشور بایست بشن معتمد محل... اونقت نوه امیر دیوان بشه کفتر باز ...
مرتضی: بچه حلال زاده به دائیش می ره ...
بی بی: نه خیر ... انگار با دیفالم ... روتو برم ... آقا به روی مبارکشم نمیاره ... پرش بده بره ... این صاب مرده رو پرش بده بره ...
مرتضی: نمیشه پرش داد ... باهاس اول جلدش کنم ...
بی بی: خیلی کفترات کم بودن یه بارکی همه خونه رو بکن سعله ...!
مرتضی: این یه چیز دیگه س بی بی ... همه کفترام یه طرف ... این یه طرف ... بی بی این طوقیه ... طوقی ...
بی بی ( با ترس و تعجب ): طوقی ...؟
[ طوقی - علی حاتمی ]

حميد هامون: لاكردار اگه بدوني هنوز چقد دوست دارم
[ هامون - داريوش مهرجويي ]

دكتر به اقدس: اگه يه روزي با شوهر و بچه‌ات دكترو توو خيابون ديدي، هول نكن. دكتر آشنايي نميده... دكتر كه «دكتر شيطان» نيست!
[ سوته‌دلان- علي حاتمي ]

رضا معروفي: به اين رستوران نمي ياد آخور داشته باشه، اون هم با اين همه يابو
[ حكم - مسعود كيميايي ]

حاجی تیرها مشقی‌يه، نه؟نه دیگه جنگي‌يه!یادت که نرفته، ژ3 خیلی نامرده
[ آژانس شیشه ای - ایراهیم حاتمی کبا ]

گلرخ كمالي: با زخم بايد ساخت. طول ميكشه، ولي خوب ميشه
[ سگ كشي - بهرام بيضايي ]

خانم بزرگ: لعنت به جاده‌ها اگه معني‌شون جدائيه!
[ مسافران - بهرام بيضايي ]

حامد: چيه برادر؟! جشن تولده. ممنوعه؟ زن بي‌حجاب نداريم. زن با حجابم نداريم. مرد بي‌غيرت نداريم. مرد با غيرتم نداريم. نوار مبتذل نداريم. ماهواره نداريم. صور قبيحه نداريم. حشيش، گرس، ترياك، ذغال خوب و رفيق ناباب نداريم. رقص، آواز، خوشي، خنده، بشكن و بالابنداز نداريم. شرمنده‌تونم هيچ چيز ممنوعه كلاً نداريم.. نداريم. مهمونيه ولي مهمون هم نداريم... جشن تولد يه بچه‌س ولي بچه هم نداريم.
[ شب يلدا - كيومرث پوراحمد ]

حاجی جفرسون
01-11-2010, 04:51 PM
دیالوگ بهمن مفید در قهوه خونه خطاب به قیصر:

"قصش درازه، من بودم، حاجی نصرت، رضا پونصد ،علی فرصت. آره و اینا خیلی بودیم، کریم آقامونم بود. کریم آق منگل بابا، میشناسیش. آره، از ما نه، از اونا آره، که بریم دوا خوری. تو نمیری، به موت قسم ما اصلا تو نخش نبودیم. آره، نه، گاز، دنده، دم هتل کوهپایه دربند اومدیم پایین. یکی چپ، یکی راست، یکی بالا، یکی پایین، عرق و آبجورو، رو تخت نشسته بودیم داشتیم می خوردیم. اولیو رفتیم بالا به سلامتی رفقا لول لول شدیم. دومی رو رفتیم بالا به سلامتی جمع پاتیل پاتیل شدیم. سومی رو، اومدیم بریم بالا، آ شیخ خلیل نامرد ساقی شد. گفت بریم بالا، مام رفتیم بالا، گفت به سلامتی میتی. تو نمیری به موت قسم خیلی تو لب شدم. این جیب نه، اون جیب نه، تو جیب ساعتی ضامن داراومد بیرون. رفتم اومدم دیدم کسی نیست همه خوابیدن. پریدم تو هتل. اومدم دم کوچه مهران بقل این نرقه فروشیه. اومدم پایین یه پسره هیکل میزونه، اینجوریه، زد تو سینم افتادم تو جوب. گفتم هتته. گفت عفت. یکی گذاشت تو گوشم. گفتم نامردا. دومیش زد از اولیش قایمتر زد. دست تو جیبم که برم و بیام چشام باز دیدم مریض خونه روسام. حالا ما به همه گفتیم زدیم شومام بگین زده. آره، خوبیت نداره، واردین که"

حاجی جفرسون
01-11-2010, 04:52 PM
: فکر کردی چی ننه؟ کسی از مردن ما ناراحت میشه؟ نه ننه... سه دفه که آفتاب بیفته لب این دیفال و سه دفه که اذون مغربو بگن، همه یادشون میره ما کی بودیم و واسه چی مردیم، همون جوری که ما یادمون رفته... این دوره زمونه کسی حوصله قصه شنفتن نداره
[ قیصر- مسعود کیمیایی ]

مرتضی
01-11-2010, 04:55 PM
حاجی جان می بینم که گذاشتی روی رگبار! ما با همون تک تیر شما هم هلاکیم :eyebrows: به قول بهروز وثوقی توی گوزنها: «نمردیم و گولّه هم خوردیم...»

حاجی جفرسون
01-11-2010, 05:02 PM
· دکتر رو به اقدس وقتی می خواهد فاحشه خانه را ترک کند :"زن از طلاش بگذره خیلی حرفه!"
· حبیب آقا در آخرین دیالوگ فیلم :"همه عمر دیر رسیدیم ."
· مجید :"ماچت می کنم ها ."
· مجید : "خدایا چقدر دشمن داری دوستات هم که ماییم یه مشت علیل بدبخت که در حقشون دشمنی کردی."
· مجیددر آخرین صحنه وقتی خبر گذشته اقدس را می شنود و حالش به هم می خورد در حجره :"بلا روزگاریه عاشقیت . "


سوته دلان حاتمی

shir
01-11-2010, 05:24 PM
اصلیت حکم مال خداس ،که ما و منش ریخته و...گلریزون می کنیم واسه کسی که آزاد میشه از این چاردیواری
که همه ی دنیا چاردیواریه... {زنده یاد فتحی-اعتراض}

shir
01-11-2010, 05:28 PM
من بودم و طوطی.

حالا , بازم من موندم و طوطی!

اما دیگه نه اون طوطیه و نه من داشی.


داش آکل

« من مش حسن نيستم . من گاو مش حسنم!»

مرتضی
01-11-2010, 05:43 PM
[محمد علی کشاورز به مادر:] آبلیموی حالبُرت رفت...سراغ بهار نارنج کیچا، آبجی خانوم مرباس...دست خوش! هل و گلابم میزاییدی حریف هفته بیجارت نمیشد ترنجبین بانو!... سهره مِهره یه دوجین بچه میزاد یکیش میشه بلبل، ننه ما کت سهره رو بست زایید گل و بلبل. سنجد! دهن مهن، کولون مولون! آخه تو رو خدا از این جسد مرده شورخونه بر میومد زابراش کردین؟ آمبولانس تو خیابون ببیندش جلبش میکونه...

مادر، علی حاتمی

ertava
01-11-2010, 07:55 PM
درباره الی
یک پایان تلخ بهتر است از یک تلخی بی پایان
(شهاب حسینی)

حاجی جفرسون
01-11-2010, 10:57 PM
وقتی رفتی نفهمیدم کی داره می ره. حالا که اومدی می فهمم کی اومده.{گوزن ها}

کاش این دنیا هم مثل یک جعبه موسیقی بود،همه صداها آهنگ بود، همه حرفها ترانه
دلشدگان - علی حاتمی
نايري (احمد نجفي) : صحبت يه پكيج بود تو لاين ايمپورت اكسپورت . يه باكس خونگي با پرافيت آوريج نود درصد گارانتي . مي‌تونست راحت هندلش كنه . اما خب ، تو فيلد ما نبود .
گلرخ كمالي (مژده شمسايي) : ببخشيد از ناصر معاصر حرف مي‌زنيد ؟
نايري : اين پسر كيس خاصي بود تو بيزنس خودش . خيلي اكتيو و نان استاپ . تو رنج خودش . لوكش هم بد نبود . اما نمي‌فهمم چرا آن و آف بود ؟
سگ كشي (بهرام بيضايي)
سلامتي سه تن ... ناموس و رفيق و وطن ... سلامتي سه كس ... زنداني و سرباز و بي كس ... سلامتي آزادي ... سلامتي زندوني هاي بي ملاقات ....
اعتراض - مسعود كيميايي

مجيد (بهروز وثوقي) : خوش به سعادتتون كه مي‌رين روضه ، جاتون وسط بهشته ، ما كه دنيامون شده آخرت يزيد . كيه ما رو ببره روضه ؟ آقا مجيد تو رو چه به روضه ، روضه خودتي ، گريه كن نداري ، وگرنه خودت مصيبتي ، دلت كربلاس !
سوته دلان (علي حاتمي)

سردرگم
01-12-2010, 08:05 AM
Hi,

"There is difference between knowing the path and walking the path"
Matrix. episode 1

saeed.sajedi
01-12-2010, 08:35 AM
آقا مرتضي يه تشكر ويژه بايد ازت داشته باشم خيلي با اين تاپيك حال كردم ايده فوق العاده اي بود
و همچنين از حاجي جفرسون عزيز هم بابت ديالوگ هاي زيبايي كه در تاپيك قرار دادن ممنونم...واقعا لذت بخش هستند و البته يادآور خاطرات...مخصوصا ديالوگ هاي فيلم سوته دلان كه محشره...يه ديالوگ جالب تو ذهنم هست از بهروز وثوقي تو يه فيلم كه جمشيد مشايخي و فائقه آتشين هم بازي مي كنند البته اسم فيلم يادم رفته اگر دوستان كسي مي دونه ماروهم از سردرگمي در بياره...
جمشيد مشايخي به بهروز وثوقي و فائقه آتشين:شما ها اصلا راجع به ازدواجتون فكر كرديد؟؟
بهروز وثوقي: ما اول ازدواج مي كنيم بعد فكر مي كنيم!!!:becky:

shir
01-12-2010, 10:14 AM
دوستان این دیالوگ کدوم فیلمه؟؟؟؟


یرخی خاطرتو نخواسیم که چار صبا نبینیمت
کفتر دلمون پر بیگیره و فکری شی که طرفت نالوطی بود.
به عصمتت تو نباشی میخوام دنیاش نباشه.
اول و آخر بی صفتاش خودم اگه حرفمون با دلمون توفیر کنه.
اون روزی که چشامو گذوشتم کف پات و گفتم
قبل تو نبوده بعد تو هم نیست،شد حرف ما تا دنیا دنیاست
که اگه غیر این باشه آخرت ما جفت با آخرت یزید.
یادته؟ حرم وجودت ثانیه نیگارو از ما قاپید
آخرشم نشد که بچرخه تو زبونمونو مقر بیایم...
جفت زبونمون نشد منتها هم تو گرفتی ما چی میخوایم بگیم هم ما فهمیدیم
هر چیم که وجود می کنیم و چشم دریده های گرگ صفت و تو رو ناک اوت میکنیم
پیش شما بند بند وجودمون خاک گذرتونو گلاب پاشی میکونه.
عرض آخرآدم چلچله نیست که بهار بیاد و پاییز بره
اونی که واس ما اومد دیگه رفتنی تو کارش نی

shir
01-12-2010, 10:19 AM
سلامتی سه تن ناموس و رفیق و وطن. سلامتی سه کس زندانی و سرباز و بی کس.{اعتراض}

namira
01-12-2010, 12:35 PM
مرتضي جان دستت درد نكنه واقعا عجب تاپيكي !
حاجي هم كه كلا اين روزا تو هر تاپيكي ميتركونه!
حالا اگه موري نياد و به ما گير نده كه اين ناميرا با اون پيرهن سفيد يقه بسته رو شلوارش رو چه به اين ديالوگ ها! منم يه ديالوگ ميگم شما بگيد برا كيه و كدوم فيلمه!:
اين روزا ديگه زري هم واسه ما سوسه مياد!

Hadi
01-12-2010, 01:29 PM
Constantine (http://en.wikipedia.org/wiki/Constantine_%28film%29)

ديالوگ در اواسط فيلم
Angela: I guess God has a plan for all of us.
Constantine: God's a kid with an ant farm, lady. He's not planning anything

ديالوگ پاياني فيلم
Constantine: I guess there's a plan for all of us. I had to die, twice, just to figure that out. Like the book says, he works his work in mysterious ways. Some people like it...some people don't

حاجی جفرسون
01-12-2010, 01:54 PM
فیلم مارمولک ساخته کمال تبریزی:

حاج آقا : تن آدمی شریف است به جان آدمیت نه همین لباس زیباست نشان آدمیت
مارمولک : دم شما گرم ، به جان آدمیت !!


فضلی : در زمین ارتباط بین دختر و پسر مشکل داره .
مارمولک : نخیر ، جناب آقای فضلی شما مثل اینکه در جوانی تمام و کمال حال و حول خود را کرده اید و حالا که نوبت به این جوانها رسیده شدیده اید کاسه داغتز از آش !
آقایان مگه ما جوانها دل نداریم ؟!!
جوان : صلوات ...


تو عزیز دلمی دل انگیز ! اگر اسلام دست و بال مارو نبسته بود !!


خدا که فقط خدای آدمهای خوب نیست . خدا ، خدای آدمهای خلافکار هم هست و فقط خود خداست که بین بندگانش فرق نمی گذارد .
فی الوقع ، خداوند اند لطافت ، اند بخشش ، اند بی خیال شدن ، اند چشم پوشی و اند رفاقت است .
رفیق با مرام همه چیزش را پای رفاقت می گذارد .


اگه بخوایم دیالوگ های به یاد ماندنی مارمولک رو بنویسیم باید همه دیالوگ هاش رو بنویسیم !

حاجی جفرسون
01-12-2010, 02:19 PM
قسمتی از دیا لوگهای فیلم سینمایی "طوقی"
به کارگردانی زنده یاد "علی حاتمی" و دیا لوگ نویسی شاهکارش
با نقش آفرینی "بهروز وثوقی" و "ناصر ملک مطیعی"
و گویندگی "چنگیز جلیلوند" به جای هر دو بازیگر.
بیشتر دیالوگها را به همان صورت که تلفظ شده آورده ام.
سید مرتضی:دایی مصطفی/سیلام دایی
دایی:سلام به رو ماهت،ماشالله،چشم کف پات
خوب دایی تو کجا اینجا کجا؟چطور یاد ما کردی؟
آفتاب از کدوم ور در اومده شاخ شمشاد یاد داییش کرده؟
به آقام علی یه هفتس تو فکرتم
میخواستم آدم بفرستم پیت بگم اگه آب دستته بذاری زمین بیای
گفتم باز بونه میاری و نمیای
اونوقت خدا باس بزنه پس کلت خودت پاشی با پای خودت بیای پیش دایی
بنازم حکمت خدارو،بی بی چطوره؟
سید مرتضی:یه بند یا سر نمازیا منو نصیحت میکونه
دایی:چشاش؟
سید مرتضی:نییبینه دایی
دایی:خوب چی شد ایینورا؟زدی از خونه بیرون؟
سید مرتضی:همش زیر سر این طوقی،این منو کشوند دایی
دایی:گفتم باعاث یه حسابی باشه،دایی که دیدن نداره
سید مرتضی:نی تو هررو خونه مایی
دایی:من که عذرم خواستس،وقت سر خاروندن ندارم
سید مرتضی:بی بی بونه میگرفت طوقی اومد نیمد داره ما ال میشیم بل میشیم
گفتم یه سه چار روز بزارمش یه جا امونت سروصدای بی بی بخوابه
داشتم میرفتم گفتم که...
دایی:خوب شد اومدی،تفاقاً کار واجبی باهات داشتم
سید مرتضی:چی شده دایی؟
دایی:خیر
((چاقوی سید مرتضی بر روی زمین می افتد))
موسیقی شاهکار اسفندیار منفردزاده با صحنه همراه است.
سید مرتضی:فقط واسه خیار پوس کندنه
خوب میگفتی دایی،نکنه میخوای حجر رو ببندی و بیای زیر گذر
چرتکرو بندازی دورو غداره ببندی
دایی:نه دایی،غداره تو این روزگار حکمت نمیکونه،آدم باعاث بره دنبال کسب
سید مرتضی:روزی میرسه دایی
دایی:به آقام علی اگه درموندی یه لوطی نیس یه پول سیا یه پاپاسی بیاره بذاره کف دستت
تا جوون و جاهلی بار خودتو ببند،از ما گفتن،به ما که هر چی گفتن یه گوشمون در شد
یه گوشمون دروازه تا سرمون خورد به سنگ
سید مرتضی:گیرم که شدی امیرتومان،دسته آخر همه چیزو باعاث بذاری و بری
اون که موندنی چیه؟حرفای خودته دایی
دایی:دایی خیلی فرق کرده روزا همون روزاس ولی روزگار روزگار دیگه ای
آفتاب به آفتاب اگه سنار سه شی نذاری کنار باختی
اونوقت سر پیری باث کاسه گدایی دست بیگیری
سید مرتضی:چی شده دایی؟
دایی:خیر،میخوام زن بستونم
سید مرتضی:زن بستونی؟زن بستونی؟اِاِ...ایوالله دایی ایوالله
تو که منکرش بودی
اونوقت که دخترای دم وقته محله واست دستمال ابریشمی می فرستادنو
رو شله زرد با دارچین اسمتو مینوشتن زیر بار نمی رفتی
ده دفه واست بی بی سر خود شیرینی خورد پس خوندی
حالا اون کیه که دایی رو انداخته تو تله حیرونم
دایی:آه...،یه پری مثه پنجه آفتاب،موهاشو آفتاب نییده
تو بازار شیراز دیدمش،دم یه دکونه بزازی
چشاش پشتمو لرزوند،عرق سرد نشست به پیشونیم
یه دختره خونواده داره،پدرش تو سفر حج عمرش به خونه خدا نمیرسه
خودشه و مادرش،یه مادرو دختر دوتا زنن غورغور صب تا غوروب اسیر خونه
سید مرتضی:خوب چرا معطلی بی بی رو بفرست بله برون
دایی:اون که چش نداره قدم از قدم ورداره،نمیخوام آخره عمری آب به آب بشه
جخ اگه زلزله ام بیاد اون از سر جانمازش پا نمیشه
خودمم که دستم بنده و پام تو یه مامله فرش گیر کرده
سید مرتضی:دایی کفتر اومده لب بومت،داری دستی دستی پرش میدی
گور پدر مال دنیا وقتی پای عشق در میون
دایی:آخه نمیشه که تو سفره جای شوم و ناهار عشقو محبت گذوشت
سید مرتضی:پس میخوای چیکار کنی؟
دایی:فکرامو کردم،خدام خودش تو رو رسوند
سید مرتضی:دِ منو سننه من ته پیازم یا سر پیاز؟
نکونه میخوای منو بفرستی بله بورون
دایی:اونا دخترو عقد نکرده نمیفرستن،پیش پات داشتم میرزارو راهی میکردم
بره وکالتاً دخترو عقد کنه که خدا تورو رسوند
سید مرتضی:ایوالله،منو میخوای بفرستی جای میرزا
دایی:آره دایی تا وقتی وصله تنم هست چرا یه غریبرو بفرستم...
سید مرتضی:منو میخوای بفرستی تو یه کورور زن
من روم نمیشه سر بلند کونم چه برسه حرف بزنم
دایی:حرفا میزنی دایی
سید مرتضی:اَ...
با این کفتر که نمیتونم برم،تواَم که یه سری و هزار سودا
بزا برم یه تک پا بسپرمش دسته یکی و بیام
دایی:زود باش دایی وقت تنگه
سید مرتضی:اَ...




امیدوارم که خداوند سایه همه دوبلورهای خوب ما رو مثل اساتید ارجمند
استاد چنگیز جلیلوند و استاد منوچهر اسماعیلی و همچنین اساتید دیگر مثل خسرو خسرو شاهی
بهرام زند - ناصر طهماسب - حسین عرفانی - جلال مقامی - نصرالله مدقالچی
منوچهر والی زاده -شهلا ناظریان - رفعت هاشم پور - سعید مظفری-ناصر ممدوح
جناب استاد رسول زاده و همچنین اساتید تهامی و قنبری بر سر ما نگه داره.
و البته رفتگانی رو که به دیار باقی شتافتند
همچون استاد ایرج ناظریان - استاد ایرج دوستدار - ژاله کاظمی- مقبلی - معمار زاده - زرندی
خانم تاجی احمدی - حسن عباسی - مهدی آژیر - کاووس دوستدار - تقی ظهوری
کنعان کیانی - محمود نوربخش -پرویز نارنجیها قرین رحمت خود کند.

shir
01-12-2010, 02:30 PM
مارمولک:

" فکر نکنید خداوند شما را فراموش کرده. شاید درهای زندان به روی شما بسته باشد . اما درهای رحمت خداوند همیشه به روی شما باز است. اینقدر به فکر راههای دررو نباشید. خدا که فقط متعلق به آدمهای خوب نیست. خدا، خدای آدمهای خلافکار هم هست و فقط خود خداست که بین بندگانش فرقی نمی گذارد ...او اِند لطافت، اِند بخشش، اِند بی خیال شدن، اِند چشم پوشی و رفاقت است. رفیق خوب و با مرام ٫ همه چیزش را پای رفاقت میدهد. اگر آدمها مرام داشتن هیچوقت دزدی نمی کردند. و متاسفانه بعضی آدمها تک خوری میکنند. این بد روزگار است...بایستی ما یک فکری به حال اهلی شدن آدمها بکنیم ...اهلی کردن یعنی ایجاد علاقه کردن ...و این تنها راه رسیدن به خداست ٫ که بسیار هم مهم است ... و البته کسی را به زور نمیتوان وارد این مسائل کرد "

shir
01-12-2010, 02:31 PM
آژانس شیشه ای:

(سلحشور در حال مذاكره با حاج كاظم توی آژانس)
شما مطمئناً تو دبستان نقشه جغرافیای ایران رو دیدید، شبیه یک گربه اس، ارمنستان، آذربایجان، ترکمنستان، افغانستان، پاکستان، این کشورهای گوگولی خلیج فارس، کویت، عربستان، عراق، ترکیه. می دونید نظرشون راجع به این گربه چیه؟ اگر می دونستین مطمئناً اجازه نمی دادین یه مربی آبروی ما رو ببره !!
دهه ات گذشته مربی. اگه اون اسلحه دستت نباشه کی به حرفت گوش میده؟ اینه که برات زور داره، یه دهه حرف زدی ساکت بودیم، کر کری خوندی ساکت بودیم، گرفتی ساکت بودیم، پس دادی ساکت بودیم،حالا اجازه بده ما حرف بزنیم، خانوما آقایون دوست دارین یکی از این کشورها دوباره به ما حمله کنه؟ دوست دارید جنگ بشه؟
ثبات، دهه ما دهه ثباته، امنیت، این کشور کی باید روی امنیت رو ببینه؟ کی باید روی ثبات رو ببینه؟
اون پسر تو کی باید بتونه برای آینده اش برنامه ریزی کنه؟ دهه من هم نیست !!

مرتضی
01-12-2010, 03:46 PM
با تشکر از همه و عرض شرمندگی این دیالوگ هایی که نوشتید نمی دونم مربوط به چه فیلمهایی بود. اگر دوباره سری به این تاپیک زدید زحمت معرفی اش با شما.

از خوب بد زشت (Il buono, il brutto, il cattivo) ساخته Sergio Leone

Tuco: There are two kinds of people in the world, my friend: Those with a rope around the neck, and the people who have the job of doing the cutting[Tuco is in a bubble bath. The One Armed Man enters the room]
One Armed Man: I've been looking for you for 8 months. Whenever I should have had a gun in my right hand, I thought of you. Now I find you in exactly the position that suits me. I had lots of time to learn to shoot with my left.
[Tuco kills him with the gun he has hidden in the foam]
Tuco: When you have to shoot, shoot, don't talk
Union Captain at the Bridge: Whoever has the most liquor to get the soldiers drunk and send them to be slaughtered... he's the winner

گارد جاویدان
01-12-2010, 05:06 PM
فیلم شجاع دل با بازی مل گیبسون .....
اخرین سکانس فیلم که ویلیام والاس با بازی مل گیبسون برای اعدام شدن به محوطه میدان وارد می شود .جلاد تبر را با بالا می برد که کشیش وهمه مردم تقاضای بخشش را برای او دارند واگر کلمه بخشش را بگه نجات پیدا می کنه ولی با فریاد بلند کلمه ازادی را سر می دهد .....

Ali
01-12-2010, 07:19 PM
فيلم به يادماندني Ghost محصول 1990 به كارگرداني Jerry Zucker:

روح (ناشناس) در ايستگاه مترو (خطاب) به روح Sam:

I'd give everything for a drag. Just one drag.

براي كشيدن (يك نخ سيگار) حاضرم هر چه دارم بدهم. فقط يه نخ سيگار.

لذت ببريد ! (http://sfy.ru/?script=ghost_1990)

siadat
01-12-2010, 08:40 PM
"بکش ولی تحقیر نکن" اتوبوس شب - کیومرث پور احمد

مرتضی
01-12-2010, 11:18 PM
از «Dr. Strangelove» ساخته استنلی کوبریک:

President Merkin Muffley: Gentlemen, you can't fight in here! This is the War Room!

[the President calls the Soviet Premier]
President Merkin Muffley: ... It's a "friendly" call. Of course it's a friendly call... Listen, if it wasn't friendly you probably wouldn't have even got it...

[discussing the Doomsday machine]
President Merkin Muffley: How is it possible for this thing to be triggered automatically and at the same time impossible to untrigger?
Dr. Strangelove: Mr. President, it is not only possible, it is essential. That is the whole idea of this machine, you know. Deterrence is the art of producing in the mind of the enemy... the FEAR to attack. And so, because of the automated and irrevocable decision-making process which rules out human meddling, the Doomsday machine is terrifying and simple to understand... and completely credible and convincing.

حاجی جفرسون
01-15-2010, 03:46 PM
استاد بیضایی استاد بی بدیل سینما و متبحر بی همتا در دیالوگ و مونولوگ نویسی است. عنایت بخشی هم از ادبیات جاده ایی در فیلم مسافران مونولوگش را می گوید و او چون در تاتر بازیگر پرسابقه ایست به آن تسلط فن بیانی ویژه دارد.
بیضایی، کیمیایی، مهرجویی و مرحوم حاتمی....چهار استاد سینمای موج نو و آوانگارد سینمای ایران، استاد دیالوگ نویسی هستند بطوری که هر کلمه از متن دیالوگ هایشان ماندنی است.

حاجی جفرسون
01-25-2010, 12:45 AM
گاو (داریوش مهرجویی)

مش حسن (عزت الله انتظامی) : من مش حسن نیستم . من گاو مش حسنم !


توضیح: راستی چرا این دیالوگ کوتاه فوق العاده معروف یادمان رفت؟ با فراموش کردن داریوش مهرجویی بد جوری عوام زدگی کیمیایی بیخ دیالکتیکمان را گرفت.خدا ببخشد.

حبه انگور
01-25-2010, 08:33 AM
Matrix (episod1): Don't think you are, know you are

shir
01-25-2010, 10:12 AM
گاو (داریوش مهرجویی)

مش حسن (عزت الله انتظامی) : من مش حسن نیستم . من گاو مش حسنم !


توضیح: راستی چرا این دیالوگ کوتاه فوق العاده معروف یادمان رفت؟ با فراموش کردن داریوش مهرجویی بد جوری عوام زدگی کیمیایی بیخ دیالکتیکمان را گرفت.خدا ببخشد.



من بودم و طوطی.

حالا , بازم من موندم و طوطی!

اما دیگه نه اون طوطیه و نه من داشی.


داش آکل

« من مش حسن نيستم . من گاو مش حسنم!»




فراموش نشده بود

elahi
01-27-2010, 12:20 AM
پدرخوانده
(درجلسه سران خانواده‌های مافیایی): ببینید من یک آدم خرافاتی هستم اگر اتفاقی واسه پسرم بیافته مثلا صاعقه بزنتش یا یه مامور پلیس بهش شلیک کنه یا تو سلولش خودشو حلق آویز کنه انوقت من بعضی از آدمهای تو این جلسه رو مسئول می دونم. این به نفع هیشکی نیست.
در سکانسي از فيلم پدرخوانده، يکى از فرزندخواندگان دن ويتو کارليونه از او کمک مى خواهد تا بتواند در فيلم يکى از کارگردانان مشهور بازى کند و دن کارليونه از اين که جانى به دليل از دست دادن يک کار گريه مى کند، عصبانى مى شود و با تغيير چهره و حسي تهاجمي از جاني فانتين مى خواهد خودش را جمع و جور کند؛ او از جانى مي پرسد: « براي خونواده ات وقت ميذاري؟ ... خوبه! چون مردي که هيچ وقت صرف خانواده اش نکنه هيچ وقت نمي تونه يه مرد واقعي باشه.» و در سکانسي ديگر مي گويد: « من تموم زندگيم سعي کردم که بي تفاوت نباشم، زن ها و بچه ها ميتونن بي تفاوت باشن ولي يه مرد نميتونه.»

سردرگم
02-02-2010, 03:36 PM
ديالوگهاي به ياد ماندني فيلم بيمار انگليسي :

آلماسي: چه وقت خيلي خوشحالي؟
كاترين: الان.
آلماسي: چه وقت خيلي ناراحتي؟
كاترين: الان!
.
.
آلماسي: يه بار با يك راهنما همسفر بودم كه قرار بود منو به فايا ببره! اون 9 ساعت تمام بدون اينكه حرفي بزنه كنار من نشست و بعد افق رو نشون داد و گفت: فايا اونجاست! اون روز يه روز خوب بود!
.
.
كاراواجيو: توي ايتاليا مرغ هست اما تخم مرغ نيست، توي افريقا تخم مرغ هست اما مرغ پيدا نميشه. كي اينارو از هم جدا كرده؟

سردرگم
04-20-2010, 03:29 PM
: Revolutionary Road (http://www.imdb.com/title/tt0959337/)


.
John Givings (http://www.imdb.com/name/nm0788335/): Hopeless emptiness. Now you've said it. Plenty of people are onto the emptiness, but it takes real guts to see the hopelessness.

سردرگم
04-24-2010, 11:53 AM
Gangs of New York (http://www.imdb.com/title/tt0217505/)

.
Boss Tweed (http://www.imdb.com/name/nm0000980/): The appearance of law must be upheld, especially when it's being broken.
.
********************

مرتضی
05-16-2010, 01:43 PM
10 دیالوگ کلیشه ای سینما که بیش از همه استفاده شده‌اند

همه ما خوب می‌دانیم که گاهی اوقات هنگام تماشا کردن یک فیلم، وقتی لحظه اوج داستان فرا می‌رسد منتظریم تا یک دیالوگ کلیشه‌ای را که اغلب هم از سوی شخصیت اول زن یا مرد فيلم ادا می‌شود، برای بار هزارم بشنویم. اما باز با لذت می‌نشینیم و آن صحنه را نگاه می‌کنیم. در اینجا ما 10 دیالوگ کلیشه‌ای را که در بسیاری از فیلم‌ها آمده‌اند برای شما انتخاب کرده‌ایم و امیدواریم با خواندن آنها براي بار چندم بد و بیراه نثارمان نکنید!



از همان اولین سلام علاقه‌مند شدم - «جری مگوایر»

درحالیکه اشک از چشمان رنه زلوگر به پهنه صورتش می‌آید به تام کروز می‌گوید: «فقط خفه شو... خفه شو». نه! او از دست تام کروز عصبانی نیست، بلکه نفس عمیقی می‌کشد و به او می‌گوید: «از همون اولین سلام دلمو بردی».
هرچقدر که می‌خواهید مسخره‌اش کنید و بخندید اما باید بدانید که وقتی برای بار اول این صحنه را با این دیالوگ می‌بینید واقعا نفستان بند می آید.



من امپراتور دنیا هستم - «تایتانیک»

لئوناردو دی‌کاپریو در حالیکه روی دماغه کشتی ایستاده و دلفین‌ها در آسمان آفتابی لاجوردی پیش رویش در اقیانوس جست می‌زنند، دستانش را از هم گشوده و فریاد می‌زند: «من امپراتور دنیا هستم.» همه ما خوب می‌دانیم که قبلا هم خیلی‌ها این ادا را درآورده‌اند، لطفا ما را احمق فرض نکنید.



به دوست کوچولوی من سلام کن - «صورت زخمی»

آل پاچینو در حالیکه یک اسلحه اِم 16 را در دست گرفته، فاصله خود را درست می‌کند و با آرامش تمام فریاد می‌زند: « خیلی خوب، بازی‌های خشن دوست داری؟ به دوست کوچولوی من سلام کن!» بهترین نکته در مورد این دیالوگ این است که آل پاچینو به همان زیبایی که این دیالوگ را شروع می‌کند، با همین کلمات به صحنه خاتمه می‌دهد و در حالی‌که تمامی درها را به تکه های ریز چوب تبدیل می‌کند، دوباره فریاد می زند: «خیلی خوب، بازی‌های خشن دوست داری؟ باشه»
تا به‌حال چندبار این عبارت را در صحنه‌های مختلف دیگر با لهجه‌های دیگر و اسلحه‌های دیگر شنیده‌اید؟ اگر مرد عمل باشید، خودتان هم می‌توانید با برداشتن چیزی که بتواند نقش اسلحه را برایتان ایفا کند بارها و بارها جلوی آینه این نقش را با همین دیالوگ برای خودتان بازی کنید.



بدو فارست، بدو! - «فارست گامپ»

در همان حین که یک مشت قلدر از روی دوچرخه‌هایشان به طرف فارست کوچولو سنگ پرتاب می‌کنند، جانی، فارست ناتوان را به جلو هل می‌دهد و فریاد می‌زند: « بدو فارست، بدو». نه تنها تمامی آتل‌های پای فارست می‌شکند و فارست پاهایش را تکان می‌دهد بلکه ما می‌فهمیم که فارست یک پسر بچه سفید پوست تر و فرز است.
اگر شما تا به‌حال دویده باشید یا حداقل دویدن کسی را دیده باشید، حتما این عبارت را بیش از یکبار تکرار کرده‌اید و شنیده‌اید.



پول را بهم نشان بده - « جری مگوایر»

راد تیدول «کوبا کودینگ جونیور» پشت تلفن به جری می‌گوید که او کار بسیار مهم و شخصی دارد که جری باید آن را برایش انجام دهد و به او می‌گوید: «جری آماده‌ای؟ پولو بهم نشون بده» و به مدت یک دقیقه فریاد «پولو بهم نشون بده».



تحمل شنیدن حقیقت را نداری! - «چند مرد خوب»

در حالیکه کلنل نیتان. آر.جسپ (جک نیکلسون) در جایگاه شهود ایستاده، دنیل کافی (تام کروز) از او جواب می‌خواهد. او هم به دنبال حقیقت است اما به گفته جک نیکلسون:«تحمل شنیدن حقیقتو نداری!»
بسته به نوع فیلمنامه و نسلی که قرار است فیلم را ببیند، این عبارت یکی از تکراری‌ترین دیالوگ‌های کلیشه‌ای است که در تاریخ سینما مورد استفاده قرار گرفته است. اما واقعا در مورد این یکی باید اعتراف کرد فوق العاده از كار درآمده است.



قدرت از آن تو باد - «جنگ ستارگان»

دیالوگی که در طول حماسه «جنگ ستارگان » اولین‌بار هان سولو به لوک اسکای واکِر در اپیزودِ 5 می‌گوید. اما شما مطمئن باشيد این عبارت فقط از دهان اوباش جنگ ستارگان بیرون نیامده است. حتما یک نگاهی به این عبارت که بین اوبی وان کینوبی و آناکین اسکای واکر رد و بدل می‌شود بیندازید و... قدرت از آن شما باد!



هوستون، ما یه مشکلی داریم - «آپولو 13»

فضانورد جیم لوول (تام هَنکس) با بازی بیادماندنی‌اش این دیالوگ را در «آپولو 13» می‌گوید. وقتی‌که یک جای کار میلنگد و مشکلی به‌وجود می‌آید تام هنکس اعلام می کند: «هوستون، ما یه مشکلی داریم».



... باند. جیمز باند. - «جیمز باند»

آیا واقعا چنین حقیقت نخ‌نمایی احتیاج به توضیح واضحات دارد؟ با شما هستم، با همه طرفداران جیمز باند که این عبارت را در فرهنگ لغاتتان ثبت کرده اید. در هر جای دنیا که باشید وقتی این عبارت را می‌شنوید و برمی‌گردید تا گوینده آن را ببینید بی شک دستان او را می‌بینید که با انگشت شست و سبابه‌اش ادای یک اسلحه کمری قلابی را هم برایتان در می‌آورد و درصدد شلیک است.
به‌نظر می‌رسد هیچ راه بهتری برای پایان دادن این فیلم غیر از گفتن عبارت «... باند. جیمز باند.» وجود ندارد. البته توصیه می‌کنم جیمز باند-«کازینو رویال» را حتما ببینید.



برمی‌گردم- «ترمیناتور»

زیبایی اين دیالوگ فقط در این حقیقت نهفته است که توسط آرنولد شوارتزنگر ادا می‌شود. هیچ‌کس نمی‌تواند دوباره صدای او را در هنگام ادای این دیالوگ خلق کند و ما با هر بار گوش کردن به این دیالوگ به یاد تمامی بازی‌های خشن و خاص آرنولد در خلال فیلم افتاده و لرزه بر اندام‌مان می افتد. درست است که شاید زیاد شنیدن این دیالوگ واقعا کسل کننده باشد اما باید گفت که واقعا این دیالوگ، شماره اول کل دیالوگ‌های تکراری است. کاش می‌توانستیم به عقب برگردیم و بر سر این‌که آرنولد یک روزی شهردار می‌شود یا نه شرطبندی کنیم!

منبع: تهران امروز (http://www.tehrooz.com/1389/2/18/TehranEmrooz/327/Page/10/)

مرتضی
05-21-2010, 03:09 AM
اینها بخشی از دیالوگهای مشهور تاریخ سینما به انتخاب American Film Institute هستند:

Gone with the Wind:
Butler: Frankly, my dear, I don't give a damn.(فکرش را بکنید سینما، که در سال 1939 کمپانی سازنده ی بر باد رفته را به خاطر به کار بردن کلمه «damn» پنج هزار دلار جریمه کرد، در طی چند دهه چطور به فیلمهایی با دیالوگهای امروزی رسید!)


Godfather:
Don Vito Corleone: I'm going to make him an offer he can't refuse.Love Story:
Jennifer: Love means never having to say you're sorry.Casablanca
Blaine: Louis, I think this is the beginning of a beautiful friendship.Silence of the Lambs
Hannibal: A census taker once tried to test me. I ate his liver with some fava beans and a nice Chianti.Forrest Gump:
Forrest: Mama always said life was like a box of chocolates. You never know what you're gonna get.باقی این لیست را اینجا (http://en.wikipedia.org/wiki/AFI%27s_100_Years%E2%80%A6100_Movie_Quotes) می توانید ببینید.

namira
05-27-2010, 12:07 PM
وربال (کوین اسپیسی در مظنونان همیشگی):
بزرگترین حقّه‌ای که شیطان تا حالا سوار کرده اینه که همه رو متقاعد کرده که وجود نداره

حبه انگور
06-29-2010, 04:40 PM
ديالوگ‌هاي ماندگار
- خدا لعنتت كنه ماسكي... آخ شست پام! (معاون كلانتر، بعد از افتادن پرده نمايش روي سرش)
- هي گاليور، نقشه رو رد كن بياد (كاپيتان ليچ)
- بي كار و انديشه/ چيزي درست نمي‌شه (شعر تيتراژ برنامه عروسكي كار و انديشه)
- بازم مي‌خوام (اليورتويست با چشم‌هاي مظلوم، به مسئول غذاي يتيم‌خانه)
- هيس، هروقت كارت دارم پيدات نيست (پرنس‌جان خطاب به مار مشاورش، در كارتون رابين‌هود)
- شهر در امن و امان است، ساعتم يك نصفه شبه! (لاشخور نگهبان قصر پرنس‌جان)
- سلام سوسيس! (مورچه‌خوار به مورچه در حال حمل سوسيس)
- ازت متنفرم سوراخ فوري (مورچه‌خوار موقع سقوط در سوراخ فوري)
- انگوري، انگوري! (گوريل انگوري، وقت و بي‌وقت)
- زبل‌خان اين‌جا، زبل‌خان اون‌جا، زبل‌خان همه‌جا! زبل‌خان فقط كافيه دست‌شو دراز كنه تا يه حيوون وحشي رو بگيره. اوه آقاي كارگردان، اين شير اين‌جا چه‌كار مي‌كنه؟ (خود آقاي زبل‌خان، در تيتراژ كارتون‌‌اش)
- بچـه‌هــــــــا... سلامت باشيـــــــــــــــــــــ د...! (فرياد يك موش كه روي مسواكي سوار است و در آسمان پرواز مي‌كند. در برنامه‌اي به همين نام)
- واي بر من، شير عزيز (ديالوگ شتر ساده‌دل، با يك لحن خاص كه فقط بچه‌هاي دهه شصتي مي‌دانند!)
- من مي‌دونم، ما موفق نمي‌شيم (گلام، يكي از چهار عضو لي‌لي‌پوتي گروه رفقاي گاليور)
- از كي بپرسم؟ (مرحوم منوچهر نوذري در مسابقه هفته)
- و حالا مامور قانون، معاون كلانتر؛ كسي كه پشت ستاره حلبي‌ش قلبي از طلا داره (ماسكي، در ابتداي كارتون معاون كلانتر)
- خودمو فروختم به چندتا قاشق نقره! (آقاي پامپل‌چوك كه اليورتوئيست را به يتيم‌خانه برد، بعد از ازدواج با رئيس آن‌جا)
- يه خبر بد! (جغدي كه هربار چوبين شر به پا مي‌كرد، با مغز از درخت سقوط مي‌كرد)
- بچه‌ها اينو شنيدين؟ (با تعجب. ديالوگ تيتراژ برنامه‌اي به همين نام، كه يك بچه آن را مي‌گفت)
- ديو، ديو... دارم مي‌شنوم! (گوش‌دراز در مدرسه موش‌ها)
- ايش... بدم مي‌آد از اين بچه موش‌ها (نارنجي، در مدرسه موش‌ها)
- وقتي ناراحت مي‌شم، يه سيگار مي‌كشم. وقتي خوشحالم، يه سيگار مي‌كشم... (و الي آخر. يكي از آيتم‌هاي نمايشي برنامه سيماي اقتصاد ما)
- پدر كجاست؟ همين‌جا/ مادر كجاست؟ همين‌جا! (بخشي از شعر تيتراژ هادي و هدي)
- خارق‌العاده، اعجاب‌انگيز، موجود عجيبي به نام واتوواتو (تيتراژ كارتون واتوواتو)
- از مو بپرس! (محمد شيري، در آيتم‌هاي نمايشي سيماي اقتصاد ما)
- گردوي دانش/ سخت است و محكم/ اما توانيم آن را شكستن... (بچه‌اي با يك چكش گنده، در تيتراژ گردوي دانش)
- مواظب باش احمق! (با فتحه روي حرف اول. مامور لاغر به مامور چاق، در سريال زباله‌دان تاريخ)
- قلي و باباعلي، روي الاغ سوارند/ توي الاغ‌سواري، ديگه لنگه ندارند (تيتراژ يك برنامه عروسكي، با صداي عرعر بعدش)
- برگرد مورچه، مزه‌شو از بين بردي! (مورچه‌خوار مصدوم، موقع خوردن اسپاگتي كه مورچه داشت آن سرش را مي‌خورد)
توسط ابراهیم حیدریmazdakali.blogfa.com

سردرگم
06-30-2010, 12:01 PM
فیلم: Hitch
اصل زندگی از لحظاتی که ما نفس می کشیم تشکیل نشده بلکه از لحظاتی تشکیل شده که نفسمون رو بند میاره.

شمشیری
07-04-2010, 05:57 AM
فیلم:Snatch

Bullet Tooth Tony: You should never underestimate the predictability of stupidity

تونی دندان گلوله ای: تو هرگز نباید قابل پیش بینی بودن حماقت را دست کم بگیری.

شمشیری
07-04-2010, 01:11 PM
Veteran: Fight? Against that? No! We will run. And we will live.
William Wallace: Aye, fight and you may die. Run, and you'll live... at least a while. And dying in your beds, many years from now, would you be willin' to trade ALL the days, from this day to that, for one chance, just one chance, to come back here and tell our enemies that they may take our lives, but they'll never take... OUR FREEDOM!

سرباز: جنگ؟ با اونها؟ نه! ما میگریزیم و زنده خواهیم ماند!

ویلیام والس: درسته، بجنگ و ممکن است که کشته شوی و بگریز و زنده خواهی ماند... حداقل برای مدتی... اما زمانیکه در بستر مرگ هستی، سالها بعد از امروز، آیا حاضر خواهی بود تا تمام این روزهایی را که زنده ماندی با یک فرصت عوض کنی؟ با فقط یک فرصت.. که به اینجا بازمیگشتی و به دشمنانمان میگفتی که آنها ممکن است بتوانند جانمان را بگیرند، ولی آنها هرگز "آزادیمان" را از ما نخواهند توانست گرفت...

فیلم: Braveheart

سردرگم
07-11-2010, 09:53 AM
آژانس شيشه اي:
.
.
حاجي: تکليف من دفاع از عباسه.
زن عباس: شما می گی تکلیف. اونها هم همینو می گن. کدومتون درست ميگه!؟
.
.

aHad
07-12-2010, 07:22 PM
داشتم "خوب،بد،زشت" رو میدیدم.من عاشق فیلمهای وسترنم مخصوصا کلینت ایستوود که یکی از محبوبترین بازیگرهای منه.خلاصه کنم واستون دیالوگی که خیلی حال داد به من:
خوب رو به زشت:آدمها دو نوعن،اونهایی که هفت تیر پر دستشونه و اونایی که زمینو میکنن!

ertava
07-24-2010, 03:59 PM
به رنگ خدا
محمد - محسن رمضانی : معلم مون می گه خدا شما نابیناها رو بیشتر دوست داره چون نمی بینید. من گفتم خانم اگه ما رو بیشتر دوست داشت چرا مارو نابینا کرد تا اونو نبینیم؟ بعد گفت خدا دیدنی نیست ولی همه جا هست می تونید اونو حس کنید. گفت شما با دست هاتون می بینید. حالا من همه جا رو می گردم که بالاخره یه روزی دستم به خدا بخوره اونوقت بهش می گم هر چی تو دلم هست بهش می گم

ertava
07-24-2010, 04:01 PM
اکبر عبدی در مادر
من آقامم
سلطانم
شاه سلطان حسین قلی خان ناصری
تبعیدم حبسم کردند چقدر بگم بچه ها را نیارید ملاقاتم
نه دخترم تو ماهی منیری میبرمت اسکلت

گارد جاویدان
09-30-2010, 12:35 PM
فیلم زیبا وتحسین شده"فهرست شیندلر "که دقایقی پیش ان را مجددا برای چندمین بار دیدمش!
دیالوگ معروفی که شیندلر در شب وداعش با کارگرانی که نجات داده توی این سکانس است..
جائی که اسکار شیندلر به خاطر اینکه نتونسته بیشتر از این جان انسانهای بی گناه را نجات بده به گریه می افته..


http://tisfon.net/images/gvjlhssdu27hmvv4aumj.jpg (http://tisfon.net/images/gvjlhssdu27hmvv4aumj.jpg)

http://tisfon.net/images/omhonnwijn7u00nv7mz.jpg (http://tisfon.net/images/omhonnwijn7u00nv7mz.jpg)


http://tisfon.net/images/r2rgolzqsdq3gfglc.jpg (http://tisfon.net/images/r2rgolzqsdq3gfglc.jpg)


http://tisfon.net/images/pv55dpipr59hqi5e5hyv.jpg (http://tisfon.net/images/pv55dpipr59hqi5e5hyv.jpg)
http://itsat3.tk/forum/images/statusicon/wol_error.gifسایز تصویر به صورت خودکار تغییر یافت . با کلیک در این قسمت میتوانید اندازه واقعی آنرا مشاهده نمایید . اندازه واقعی عکس 889x500 پیکسلhttp://tisfon.net/images/1se0j4txainpb2gjppyo.jpg (http://tisfon.net/images/1se0j4txainpb2gjppyo.jpg) __________________

دختر ايراني
10-05-2010, 03:29 PM
خيلي خوب بود
ممنون از همه
راستي سلام
من يه تازه واردم
همين الان عضو شدم

گارد جاویدان
11-16-2010, 03:10 PM
فیلم پاپیون..
در پایان فیلم در حالی که پاپیون و لوئیس بیش از 70 سال سن دارند در جایی آرام تبعید می شوند که پاپیون باز هم نقشه فراری را طرح می کند که این بار لوئیس با او همراه نمی شود . آنها همدیگر را در آغوش می گیرند و از هم خداحافظی می کنند آنگاه پاپیون به اقیانوس می پرد و شناکنان بلند فریاد می زند : آهای حروم زاده ها من هنوز زنده ام !
__________________

سردرگم
01-16-2011, 11:31 AM
دمت گرم گارد عزیز
اومدم که همین جمله رو بذارم دیدم گذاشتی:

"هی حرومزاده ها ... من هنوز زنده ام( اینجام)"

Hey you bastards, I'm still here

گارد جاویدان
06-23-2011, 12:31 AM
ما چند بار زندگی میکنیم ... چند بار میمیریم ... میگن آدما وقتی میمیرن درست 21 گرم از وزنشون کم میشه ... یعنی 21 گرم ارزشش رو داره!
(فیلم "21 گرم" اثر الخاردو ایناریتو )

گارد جاویدان
07-04-2011, 06:30 PM
سرهنگ بهرانی خطاب به کتی در فیلم خانه ای از شن ومه..
توی مملکت من ،شما حتی لیاقت نگاه کردن به من را هم نداشتین...می فهمی؟

شمشیری
07-16-2011, 08:14 PM
Every man dies, but not every man really lives
William Wallace

from the movie Braveheart

Photon
07-16-2011, 09:41 PM
http://www.youtube.com/watch?v=tuGYNvXwMaY&feature=related

ما که از همه چیز و همه کس دل بریدیم شما هم به هیچ کس دل نبندید
بترسید از مالی که به زور ستانده شود ، بترسید از خونی که به نا حق ریخته شود ، بترسید از آهی که از ته دل‌ کشیده شود.
خداوند این سرزمین را از ظلم و ستم و جهل و فریبکاری و خرافات محفوظ بدارد.

ناشناس
12-13-2011, 11:05 AM
جیمی: نمی دونم!...تو هزاران نفر رو ملاقات می کنی و هیچ کدومشون هیچ تاثیری روت نمیذارن...
و بعدش با یک نفر ملاقات می کنی، و زندگیت برای همیشه تغییر میکنه

- Love and other drug -
------------------------------------------------
تو به خدا اعتقاد داری ؟ به آدمایی که به خدا اعتقاد دارن حسودیم میشه ، اونا مطمئنن که یه چیزی وجود داره

- A Little bit of Heaven -
------------------------------------------------------
- پاشو ... د لعنتی میگم پاشو....
- بیدارم ....
- پس چرا چشات بستست؟ ....
- تو حرف کدومو بیشتر قبول داری ؟ من یا چشامو ؟

- بزرگراه میلر -
------------------------------------------------
پسر : فقط یه چیز رو میخوام بدونم .اینکه بابام به مامان به خاطر تو خیانت کرد یا نه ؟
زن : بذار خیالتو راحت کنم ، برای بابات دو دسته زن وجود داشت ، یکی مادرت ، یکی بقیه


- Big Fish -
---------------------------------------------
اگه زندگی فقط درباره ی مرگ باشه،دیگه زندگی نیست

- Hereafter -
-------------------------------------------
سيد : فكر كردي چي ؟ به امام حسين بالامم ميدونم پايينمم ميدونم .... غصه ورم داشته ... همش شده التماس ..
اي گور پدر نشئگي بعد التماس
- گوزن ها -
-----------------------------------------
يه جا هست كه بايد وايستي
يه جا هم هست كه بايد درري
اما خدا نكنه جاي اين دو تا با هم عوض شه

كه ديگه تا آخر عمر بدهكار خودتي
- دندان مار -
----------------------------------
مظفرالدين شاه: همه چيزمان بايد به همه چيزمان بيايد

- کمال الملک
------------------------------------
عاشق ها آدمای متوسطی هستن که با تعریف کردن از هم خودشونو بزرگ می کنن
- حکم -
--------------------------------------
انقدر تو این شهر خر پیدا میشه که ما پیاده جایي نری
- دیوانه از قفس پرید -

گارد جاویدان
12-23-2011, 09:13 PM
از کرخه تا راین - ابراهیم حاتمی کیا

سعید - علی دهکردی : من شکایت دارم ... من شاکی ام ... پس کو رحمان ات؟ پس کو رحیم ات؟ آخه چرا اینجا؟ چرا حالا؟ چرا اینطوری؟ من شکایت ام رو پیش کی ببرم؟ به کی بگم؟ ه

میرزا کوچک خان جنگلی
12-23-2011, 09:55 PM
من دفتر محمد رضا نعمت زاده را قرض گرفتم بايد ببرم بهش بدم...

"خانه ی دوست کجاست"، ساخته "عباس کیارستمی"

بردیا
12-23-2011, 10:03 PM
پولاد کیمیایی در جرم: " خیابون پهلوی دو سر داره و یه سرش به ما مربوط نمیشه!"

بامداد
12-25-2011, 04:31 AM
میدونی چیه
هیچ كی منو دوس نداره...
من می دونم چون نمی بینم همه از دست من میخوان فرار كنن...
معلممون میگه خدا شما نابیناها رو بیشتر دوست داره چون نمی بینید.
ولی من گفتم خانوم اگه مارو دوست داشت چرا ما رو نابینا كرد تا اونو نبینیم؟
بعد گفت خدا دیدنی نیست ولی همه جا هست. میتونید اونو حس كنید.
گفت شما با دستاتون می بینید.
حالا من همه جارو می گردم تا یه روزی بالاخره دستم به خدا بخوره
اون وقت بهش میگم...
هرچی تو دلم هست... بهش میگم.

http://s1.picofile.com/file/7223996448/%D8%B1%D9%86%DA%AF_%D8%AE%D8%AF%D8%A7_20.jpg
(رنگ خدا- مجید مجیدی)

گارد جاویدان
01-07-2012, 04:01 PM
دیالوگی زیبا از فیلم معروف "سینما پارادیزو"
سالواتوره: چطور تونستی هميشه تنها زندگی کنی. می تونستی ازدواج کنی اما...
مادر: هميشه خواستم به پدرت وفادار بمونم و بعد به تو و خواهرت. تو هم مثل منی. تو هم هميشه وفادار ماندی. وفاداری چيز بديه. وقتی وفادار می‌مونی هميشه تنهائی...

بامداد
01-17-2012, 03:41 AM
ضمن عرض تبريك براي موفقيت فيلم جدايي نادر از سيمين در گلدن گلوب.

سیمین: پدرت اصن می فهمه که تو پسرشی ؟
نادر: من چی ...؟ من که میفهمم اون پدرمه . . .

نادر: معادل فارسی کلمات زیر رو بنویسید؛ نهضت.
ترمه: جنبش.
- گارانتی.
- تضمین، ضمانت.
- گفتم معادل فارسی نه عربی!
- خانوممون گفته...
- دیگه هیچ وقت این جمله رو نگو، چیزی که غلطه، غلطه؛ مهم نیست کی گفته! واسه گارانتی بنویس، پشتوانه.
- خانوممون نمره کم میکنه ازم.
- مهم نیست، بذار کم کنه ...

ترمه: ( وقتي در پمپ بنزين سوار ماشين پدرش مي‌شود) "همه نگاه مي‌كنن"
نادر: "بذار نگاه كنن. بقيه پول رو گرفتي؟"
ترمه: "نه، بقيه‌اش انعامه."
نادر: "زماني انعام مي‌دهند كه خود طرف بنزين بزنه. حالا برو بقيه اش رو بگير..."

خانم قرايي (در دادگاه): "من چه چيزي بايد بگويم."
سيمين: "به نظرم واقعيت را بگوييد."

ترمه: "چرا مي‌خواي زنگ بزني؟"
نادر: "براي اينكه حواسش باشه براي تحقيقات ميان".
ترمه: "اگه قراره راستش رو بگه، چرا بايد حواسش باشه".

(مادر سيمين از ترمه سوال درسي مي‌پرسد)
ترمه: "در زمان ساسانيان، مردم به دو دسته اشراف و بزرگان و مردم عادي تقسيم مي‌شدند".

حجت (به مامور دادگاه): "منو از حبس مي‌ترسوني؟! برو از خدا بترس. حرف نزنم كه چي؟ كه حقم رو بخورن؟!"

نادر: "بچه ي تو بايد همين جا بزرگ بشه كه مثل تو ترسو بار نياد. تو مي‌ترسي اينجا وايسي".

ترمه: "اگر نمي‌دونستي راضيه حامله است، از كجا فهميدي خانم معلم به او شماره دكتر داده؟"
نادر: "قانون اين چيزا حاليش نيست. ميگه مي‌دونستي يا نمي‌دونستي".

چند صحنه ي كليدي:
نادر زماني كه وارد خانه مادرزنش مي‌‌شود، مردي در حال تنظيم شبكه‌هاي ماهواره است. در بك‌گراند فردي را در حال اقامه نماز مي بينيم.

اوايل فيلم، بعد از دادگاه، سيمين به قصد عزيمت به خانه مادرش، وسايلش را جمع مي‌‌كند. لحظه رفتن سي‌دي شجريان را مي‌برد و وقتي نادر به او مي‌گويد "هر كدوم را كه مي‌خواي ببر"، مي‌گويد: "من فقط همينو مي‌برم."

در صحنه‌اي، ترمه بچه كوچكي را با حسرت نگاه مي‌كند. او به راحتي روي پاي مادرش خوابيده.

خوابزده
01-17-2012, 02:03 PM
شاید این دیالوگها بیلی وایلدری ترین دیالوگهاییست که شنیده اید. که دیالوگ آخر روی سنگ قبر بیلی وایلدر حک شده است.
بعضی ها داغشو دوست دارن

آزگود پیرمردی که عاشق جک لمون که خودش رو شبیه زنها کرده شده در ماشین:
ازگود: با مامان صحبت کردم از خوشحالی گریه کرد و خواهش کرد که لباس عروسی اون رو تنت کنی که تورای سفید داره
جری(جک لمون): ازگود من نمی تونم تو لباس مادرت عروسی کنم من و اون از یه جنس نیستیم
ازگود: میتونیم دستکاریش کنیم
جری: نه نمیشه. ببین ازگود میخوام باهات روراست باشم. اصلاً نمیشه با هم ازدواج کنیم
ازگود: چرا نمیشه؟
جری: اولش اینکه من واقعاً موطلایی نیستم
ازگود: مسئله ای نیست
جری: سیگار می کشم اون هم مرتب
ازگود: برام مهم نیست
جری: گذشته وحشتناکی داشتم. الان 3 ساله که با یه نوازنده ساکسیفون زندگی میکنم
ازگود: می بخشمت
جری: در ضمن هیچوقت نمی تونم بچه دار بشم
ازگود: یه چندتایی رو به سرپرستی قبول میکنیم
جری: تو انگار حالیت نیست (کلاه گیسش را در می آورد و با صدای مردانه می گوید): من مردم
ازگود با خونسردی و بدون اینکه چهره اش تغییر کند: هیچ کس کامل نیست.

بامداد
01-28-2012, 01:57 AM
شب هاي روشن (فرزاد موتمن)
رويا (هانيه توسلي): فکر کنم ايراد از منه. گدايي هم يه جور عشقه. گدايي عشق که از همش بدتر. وقتي فکر مي کنم، مي بينم به همه چي پشت پا زدم و زندگي مو گذاشتم سر يه قراري که... تو مي گي من سبک شدم؟
استاد (مهدي احمدي): خب... عشق آدمو سبک مي کنه، ولي سبک نمي کنه.
رويا: نمي فهمم چي مي گي.
استاد: عشق باعث شده تو بابت يک کلمه حرف، يه سال صبر کني و وقتش که شد به همه چي پشت پا بزني و بياي اين جا. فقط آدمي که عشق سبکش کرده باشه مي تونه همچي کاري بکنه. ولي وقتي مي گي سبک شدي، منظورت اينه که خودتو پايين آوردي، اگه اون هيچ وقت نياد، عشقش کاري کرده که تو پر در بياري و يه کارايي بکني که تا حالا هيچ وقت فکرشم نکردي. اگه منظورت از سبک شدن بالا رفتنه، سبک شدي. ولي اگه منظورت از سبک شدن، کوچيک شدنه، عاشق هر چي کوچک تر بشه، بالاتر مي ره.
رويا: فکر نمي کني همه اين حرف ها تو ادبيات قشنگه؟ زندگي با ادبيات فرق داره.
استاد: همه اين حرف ها واسه اينه که زندگي يه خورده شبيه ادبيات بشه.

حكم (مسعود كيميايي)
سهند: عاشقا آدمای متوسطی هستن که با تعریف کردن از هم خودشونو بزرگ می کنن.
رضا معروفی به سهند : خدا رحمت کنه صادق هدایت رو. یه چیزی رو تو جوونی بهم گفت که تا دنیا ست توي گوشمه؛ گفت: آدمیزاد یه سرمایه بزرگ داره؛ خودکشی. نه از ترس، دنیا تنگه، بهت توهین شد طاقت نیاوردی یا خوردی به بن بست برو سراغ سرمایت. پول دفنتو آماده کن مزاحم کسی نباشی. خدافظ

کمال الملک (زنده ياد علي حاتمي)
مظفرالدین شاه:"همه چیزمان باید به همه چیزمان بیاید"
:1:

امیر حسین
01-28-2012, 03:41 AM
التماس دعا ، خوش به سعادتون که میرید روزه ، جاتون وسط بهشته ، ماکه دنیامون شده آخرت یزید ، کیه ماهارو ببره روزه؟ ، مجید آقا تورو چه به روضه؟ روضه خودتی گریه کن نداری والا خودت مصیبتی ، دلت کربلاست ، ماچت کنم؟ مااااااچت میکنما

بهروز وثوق، سوته دلان

میرزا کوچک خان جنگلی
06-25-2012, 05:22 PM
فکر و ذکرمان شد کسب آبرو. چه آبرویی؟ مملکت رو تعطیل کنید. دارلایتام دایر کنید درست تره. مردم نان شب ندارند، شراب از فرانسه می آید. قحطی است، دوا نیست، مرض بیداد می کند، نفوس حق النفس می دهند. باران رحمت از دولتی سر قبله عالم است و سیل و زلزله از معصیت مردم. میر غضب بیشتر داریم تا سلمانی. ریخت مردم از آدمیزاد برگشته. سالک بر پیشانی همه مهر نکبت زده. چشم ها خمار از تراخم است. چهره ها تکیده از تریاک. ملیجک در گلدان نقره می شاشد. چه انتطاری از این دودمان با آن سرسلسله اخته؟ خلق خدا به چه روز افتادند از تدبیر ما؛ دلال، فاحشه، لوطی، لـله، قاپ باز، کف زن، رمال، معرکه گیر، گدایی که خودش شغلی است. مملکت عن قریب تکه تکه می شود...

http://3.bp.blogspot.com/_-smFON-6-jU/ST-iVs3juXI/AAAAAAAACr0/4wLKbqUUDxE/s1600/200424_orig.jpg
(عزت الله انتظامی- حاجی واشنگتن)

آهو نمیشوی به این جست و خیز گوسفند ، آئین چراغ خاموشی نیست ، قربانی خوف مرگ ندارد ، مقدر است . بیهوده پروار شدی ، کمتر چریده بودی بیشتر می ماندی ، چه پاکیزه است کفنت ، این پوستین سفید حنابسته ، قربانی ، عید قربان مبارک ، دلم سخت گرفته ، دریغ از یه گوش مطمئن ، به تو اعتماد میکنم همصحبت...

میرزا کوچک خان جنگلی
06-25-2012, 11:36 PM
رضا تفنگچی در هزار دستان :

رضا تفنگچی :میخوام برم پی کسب و کار. دستم دراز نباشه .آخر نوکری گدایی
مش موسی : هی هی . برای شاگردی پیری برای استادی بی هنر
رضا تفنگچی: مایوس نباش رضا خوش بیاره
مش موسی :مزدت پای مواجبت نمیرسه
رضا تفنگچی : نازِ شست شکار، مثه شاباشِ مطربا بی برکته. دسترنج نیست، سکه برفی که تو آفتاب آب میشه، فقط شب میشه خرجش کرد، انگار نمیشه باهاش نان خرید و نان رو به خونه بُرد. هی، میشه دودش کرد، یا آبِ انگور.

رضا تفنگچی در گفتگو با قهوه چی در هزار دستان :

قهوه چی- وخی یه حمومی برو، از این کسالت در می‌آی. دوای رخوت تو دستِ مشت و مال چیه اس.
رضا- یه دلاک سراغ داری، دلِ آدمو بشوره،
رضا تفنگچی در هنگام درد دل با کرک در هزار دستان :
بخور، کرک جون، آب از دستِ صیاد خوردن بهتره تا سلاّخ، بخور.
مش موسی- سلاّخ خلاص می‌کند، صیاد گرفتار.


در هزار دستان. مشایخی (رضا خوش نویس ) در بالکن یکی از اتاق های گراند هتل ایستاده بود، با شور و وجد لاله زار را می نگریست و با خود می گفت:

«تهران! من آمدم. سی سال دیرتر، سی سال پیرتر . . . تهران، شهر اشغال شده، موطن، مادر! کی بزک کرد تو را به این هیات شنیع؟ من پیر آمدم: نه به خودخواهی، به خون خواهی . . .

میرزا کوچک خان جنگلی
07-04-2012, 11:28 PM
...یه بشقاب بکش بذار کنار ، مادر ، غلامرضا نصف شب گشنه اش میشه. تنگم آب کن واسه جلال الدین ، برای محمد ابراهیم ام زیر سیگاری بذار. مراقب باش ماه منیر حکما قرصاشو بخوره ، بیخوابی نزنه به سرش. ببین دادشتون هم چی می خواد مهیا کنین. سر شب بخوابین بچه ها که بتونین صبح زود پاشین ، فردا خیلی کار دارین

مادر-علي حاتمي
ارسال شده توسط تلفن همراه

حاجی جفرسون
07-29-2012, 11:40 PM
سلامتي سه تن ... ناموس و رفيق و وطن ... سلامتي سه كس ... زنداني و سرباز و بي كس ... سلامتي آزادي ... سلامتي زندوني هاي بي ملاقات ....
[ اعتراض - مسعود كيميايي ]

اگه رضایت دادی که دادی وگرنه من میمونم و تو و یه ضامن داره انقدری
[ گوزن ها - مسعود كيميايي ]

هی گفتی می گیرمت. ای تف به این لغت می گیرمت. کی رو می گیری؟ چی رو می گیری؟ من اگه بخوام شوهر کنم، من می گیرمت.
[ حكم - مسعود كيميايي ]


آفرین...آفرین... کریم آب منگل با ما... امیر نظام با تو... می شناسیش... قصه ی او را کوتاه کن... مایلیم ناموس ملت را به دست تو بسپاریم!
[ ناصرالدین اکتور سینما - محسن مخملباف ]


سر شام گریه نکنید، غذا رو به مردم زهرنکنین. سماور بزرگ و استکان نعلبکی هم به قدر کفایت داریم. راه نیفتین دوره در و همسایه پی ظرف و ظروف.آبروداری کنین بچه ها،نه با اسراف. سفره از صفای میزبان خرم می شه،نه از مرصع پلو. حرمت زنیت مادرتون رو حفظ کنین. محمدابراهیم،خیلی ریز نکن مادر،اون وقت می گن خورشتشون فقط لپه داره و پیاز داغ
[ مادر - علی حاتمی ]

کاش این دنیا هم مثل یک جعبه موسیقی بود،همه صداها آهنگ بود، همه حرفها ترانه
[ دلشدگان - علی حاتمی ]


با زخم بايد ساخت طول ميكشه ولي خوب ميشه
[ سگ كشي - بهرام بيضايي ]

اونکه شتر رو برده بالای بوم، می دونه چه جوری اونو بیاره پایین
[ حكم - مسعود كیميایی ]

ما یه سر خاک و فاتحـه باس بیایم... که خب اونم میایم ... فاتحه اش رو هم میشه از همین راه دور پیشکی حـواله کرد..! ...(با دست محکم میزنه تو پیشونیش!شق!) فـاتــحــه..!!
[ مــادر - علي حاتمي ]

(زن به عباس میگه: که شما بعد از جنگ کلی امتیاز گرفتید ... عباس هم جواب میده): ما وقتی جنگ شد داشتیم تو مزرعه مون کار می کردیم با تراکتورمون ... وقتی هم که جنگ تموم شد برگشتیم همون مزرعه بی تراکتور!
[ آژانس شیشه ای - ابراهيم حاتمي‌كيا ]

حاجی جفرسون
07-29-2012, 11:44 PM
وقتی كلاه قرمزی به قصد رفتن به جام جهانی(جام جم) راهی تهرون میشه میره خونه پسرخاله. شب, پسرخاله تو حیاط خطاب به كلاه قرمزی میگه:


" وقتی اومدی نفهمیدم كی اومده, حالا كه همه جا رو به هم ریختی فهمیدم كی اومده".

حاجی جفرسون
07-29-2012, 11:45 PM
از كرخه تا راين (ابراهيم حاتمي كيا)
اصغر (اصغر نقي‌زاده) : كجا رفتي دلاور ؟
سعيد ( علي دهكردي) : تو آكواريومم . چرا نمي‌آييد تماشا ؟
اصغر : كفر نگو ، اين كاخ سلطنته ، دلم مي‌خواست تو ركابت باشم ... بگي بخون ، مي‌خونم ، بگي برقص ، مي‌رقصم ، بگي بمير ... به خدا مي‌ميرم .


×××××××××


يه بوس كوچولو (بهمن فرمان‌آرا)
راننده (پيام دهكردي) : مرگ ... مثل يه بوس كوچولو مي‌مونه

×××××××××××

سلطان (مسعود كيميايي)
سلطان ( فريبرز عرب‌نيا) : خونه‌مون ... اينجا بود ... اينجا پنج تا اتاق ... دو تا باغچه و يه حوض بود ... بزرگ نبود ... اما بود .

×××××××××

سگ كشي (بهرام بيضايي)
نايري (احمد نجفي) : صحبت يه پكيج بود تو لاين ايمپورت اكسپورت . يه باكس خونگي با پرافيت آوريج نود درصد گارانتي . مي‌تونست راحت هندلش كنه . اما خب ، تو فيلد ما نبود .
گلرخ كمالي (مژده شمسايي) : ببخشيد از ناصر معاصر حرف مي‌زنيد ؟
نايري : اين پسر كيس خاصي بود تو بيزنس خودش . خيلي اكتيو و نان استاپ . تو رنج خودش . لوكش هم بد نبود . اما نمي‌فهمم چرا آن و آف بود ؟

حاجی جفرسون
07-29-2012, 11:50 PM
حمید هامون: اگه من اون منی باشم که تو میخوای باشم، که دیگه من من نیست، یعنی منِ خودم نیستم
[ هامون- داریوش مهرجویی ]

قيصر به اعظم: ببين اعظم! تو خوشگلي، نجيبي، سگت مي‌ارزه به صدتا دختر قرتي توي خيابون. بعدِ همه‌ي اينا، من و تو از بچگي با هم بزرگ شديم. من به دشمن خودمم نارو نمي‌زنم چه برسه به تو.
[ قيصر- مسعود كيميايي ]

قيصر: نيگا... خان دايي رو... يه پهلوون قديمي كه توي بازارچه رو سرش قسم مي‌خورن... هموني كه بچه‌ها رديفي لب جوب ميشينن و از پهلوونياش مي‌گن... اه خان دايي تو آدمو مايوس مي‌كني!
[ قيصر - مسعود كيميايي ]

بعضی وقتا نویسنده فکر می کنه داستانش تمومه اما شخصیتهای داستان قبول ندارن ... ادامه می دن ...
[ يك بوس كوچولو - بهمن فرمان‌آرا ]

رضا معروفي: ای تو اون روح مرده و زنده‌ت جلال! من دیگه کار کوچیک برای آدم کوچیک نمی‌کنم
[ حكم - مسعود كیميایی ]

داشت خوابم میبرد ... دیدم اگه این خواب باشه ... و توی این خواب خوابم ببره ... تازه وقتی از اون خواب دومی ... بیدار بشم توی این اولی ام ... و تازه باید از این یکی ... هم بیدار بشم
[ گاو خونی - بهروز افخمی ]

حاجی جفرسون
07-29-2012, 11:52 PM
قيصر: بدتون نياد، اما شماها ديگه عمرتون رو كردين. منم ديگه توي اين دنيا كاري ندارم، الا يه كار... يعني سه كار. خودم تك‌تك‌شون رو مي‌فرسم اون دنيا كه رستگار بشن و ملائكه‌ها بادشون بزنن
[ قيصر- مسعود كيميايي ]

مظفرالدين شاه: «همه چيزمان بايد به همه چيزمان بيايد»
[ کمال الملک - علی حاتمی ]

سلطان: ... اما من با هیچ چیز و هیچ کس این دنیا شوخی‌ي‌ي‌ي ندارم (موسيقي تيتراژ مي‌آيد)
[ سلطان - مسعود كيميايي ]

آئين چراغ خاموشي نيست، قرباني خوف مرگ ندارد، مقدر است. بيهوده پروار شدي، كمتر چريده بودي بيشتر مي‌ماندي، چه پاكيزه است كفنت، اين پوستين سفيد حنابسته، قرباني، عيد قربان مبارك، دلم سخت گرفته، دريغ از يك گوش مطمئن، به تو اعتماد مي‌كنم همصحبت. چون مجلس، مجلس قرباني است و پايان سخن وقت ذبح تو، چه شبيه چشم‌هاي تو به چشم‌هاي دخترم، مهرالنساء، ذبح تو سخته براي من
[ حاجي‌واشنگتن- علي حاتمي ]

حامد: اين وكالتنامه چيه؟ قضيه طلاق چيه؟ طلاق صوري و ظاهري، ها؟ بدون طلاق همه زحمتات هدر ميشه، با طلاق كارِت راحت‌تر پيش ميره. كارِت! كارِت! كارِ تو! گورِ پدرِ من! ولي نازي چي؟ اون كجاي كار تووه؟ شايد همه‌ش به خاطر آينده‌ي نازي‌يه؟ يا به خاطر منه؟ كه عاشقمي! كه عزيز دلتم! يه تار موي منو با صد تا مرد اروپايي عوض نمي‌كني! با مرد آسيايي چطور؟ با مرد شرقي؟ ايراني؟ تهراني؟ يه آقاي شريفِ بوگندوي هيز نكبت كه دائم خيك‌شو مي‌خارونه و آروغ مي‌زنه. خاك بر سرت! خاك بر سر من كه چه كثافتي رو توي خونه‌ام راه مي‌دادم و نمي‌دونستم. لابد مي‌پرسي چه‌م شده عزيزم؟ هيچي. شغلم رو عوض كردم؛ پااندازي. بهم مي‌آد؟
[ شب يلدا - كيومرث پوراحمد ]

ترانه: خانواده ي من از من شروع مي شه.
[ من ترانه 15 سال دارم - رسول صدر عاملی ]

حاجی جفرسون
07-29-2012, 11:53 PM
شاهي به اين شوره‌بختي، حقا نوبر روزگاره. پروگرام سفر را به قلم سياه نوشته بود انگار، آن خطاط قضا. سفر انگلستان موقوف شد، به جهت درگذشت پسر صغير ملكه انگليس. دعوت را پس خواند آن عجوزه هزارداماد
[ كمال‌الملك- علي حاتمي ]

ناصر الدین شاه: هنر مزرعه بلال نيست، كه محصولش بهتر شود از ستاره‌هاي آسمان هم يكي مي‌شود كوكب درخشان، الباقي اي، سوسو مي‌زند
[ کمال الملک - علی حاتمی ]

اعظم: ميوه تو عزا طعم نداره
[ قيصر - مسعود كيميايي ]

حميد هامون: آقای رئیس، این خانوم ، این آقا و فک و فامیلاشون دست به دست هم دادن که منو نابود کنن. پاسبان گذاشته سر محل که منو دستگیر کنه... انگار من جنایت کرده ام. حالا هم باید نفقه شو بدم ... هم خونه رو بدم ، هم مهریه رو بدم ... هم بچه مو بدم ، هم شرفمو بدم . چرا؟ چرا؟ من نمی تونم طلاق بدم؟ من نمی تونم . این زن ، این زن سهم منه، حق منه، عشق منه ... من طلاق نمی دم...
[ هامون - داريوش مهرجويي

قيصر: خان دايي، اين پيرهن خوني رو بده به ننه‌ام. بگو خوب بوش كنه تا داغ دلش آروم بگيره... بگو قيصر گفت دو تا ديگه هم برات ميارم!
[ قيصر- مسعود كيميايي ]

عباس: حاجی گِـلوم مـِسوزه... میشه دستاتو بذاری رو گلوم؟!
کاظم : (با اکراه دست خونیش رو عقب میکشه)..آخه...!
عباس: نــِه حاجی!..همی دستارو بذار... میخوام همینا باشه...
کاظم: اصغر یک جوک رو برات نسخه پیچیده،گفته هر چند ساعت برات تعریف کنم...
عباس: هـا! بـُگــو...
کاظم: یک شب تو جبهه قرار بوده عملیات بشه.... میپرسن کیا داوطلب اند؟!... از اون جمع یه تــرکه ، یه رشتی ، یه قزوینی ، یه لـر ...(بغض کاظم)... یه فـارس ، یه بـلوچ ، ..... -- عباس؟! ... عباس؟!
[ آژانس شیشه ای - ابراهيم حاتمي‌كيا ]

حاجی جفرسون
07-29-2012, 11:55 PM
من بودم حاجی نصرت رضا پونصد علی فرصت آرهو اینا خیلی بودیم کیریم آقامونم بود.
آره از ما نه از اونا آره که بریم دوا خوری. تو نمیری به موت قسم ما اصلا تو نخ این صوبتا نبودیم.
خلاصه نه گاز دنده جلو متل قو دربند اومدیم پایین. یکی چپ یکی راست یکی بالا یکی پایین آبجوو عرق نشستیم رو تخت.پیک اولو رفتیم بالا سلامتی رفقا لول لول شدیم .دومی رو رفتیم بالا سلامتی جوع پاتیل پاتیل شدیم.
اومدیم سومیرو بریم بالا که اصغر نامرد ساقی شد گفت بریم بالا مام رفتیم بالا گفت سلامتی مهتی.
تو نمیری به موت قسم خیلی تو لب شدم این جیب نه اون جیب نه جیب ساعتی ضامن دار رفتم اومدم دیدم کسی نیست همه خوابیدن.
پریدم تو متل قو سر کوچه مهران کنج دیفال یارو گندهه این هوا هیکل واسساده بود.
زد تو سینم رفتم عقب اومدم جلو گفتم هتته گفت عفت گفتم نامرداش دومی رو از اولی قایمتر زد.
خلاصه سرتو درد نیارم این جیب نه اون جیب نه جیب ساعتی ضامن دار رفتم که بیام دیدم یه پس خوردم درمونگام.
آره تو نمیری به موت قسم ما به همه گفتیم زدیم شومام بگید زده.
خوبیت نداره در و همسایه خودتون که واردین .ایولله.


بهمن مفید / قیصر

حاجی جفرسون
07-29-2012, 11:57 PM
مادر جون: لیلا جان، بیا و خانومی کن بزار ما برای رضا زن بگیریم. ایشالله خیر از زندگیت ببینی!
[ لیلا- داریوش مهرجویی ]

حميد هامون: ولی این مربوط میشه به دوره خاصی که من داشتم روی تزم کار میکردم... داشتم به این فکر میکردم که آدم باید خودش باشه یا دیگری؟!... به کتاب "ترس و لرز" فکر میکردم وراستش خودم هم دچار ترس و لرز شده بودم..!! چون توی اون کتاب .... ببین من میخواستم ببینم چرا ابراهیم پدر ایمان؟!.. میخواستم به عمق عشق ابراهیم به اسماعیل پی ببرم.... میخواستم ببینم ابراهیم واقعا از عمق عشق و ایمان میخواست پسرش رو بکشه؟!...اسماعیل..! پسرش رو...! بزرگترین عزیزش رو..! عشق اش رو.... این یعنی چی..؟! آدم به دست خودش سر پسرش رو ببره؟!...ابرهیم میتونست نره...میتونست بگه نــه!!... اما رفت و اسماعیل رو زد زمین.... گفت همینه!...همینه!...همینه...!... امر امر خــداست!.. وکــادر رو کشیــد....!! ‌
مادر مهشید: ...هین!!... فاط مه خانوم.... فاط مه خانوم... اون شربت من رو با یک لیوان آب بردار بیار...!
[ هامون - داريوش مهرجويي ]

حرفای خوب همیشه مال آدمای خوب نیست!
[ شب های روشن - فرزاد موتمن ]

حميد هامون: اي علي عابديني/ اي بچه محل صميمي/ استاد من/ آقاي من/ چرا باز غيبت زد؟/كي بودش؟/ هشت سال پيش بود/ يا شايد ده سال پيش بود/ كه يهو غيبت زد/ نمي‌دونم واسه چي/ وقتي هم باز اومدي/ خونوادت نبودن/ باز نمي‌دونم واسه چي/همه دنيا رو گشتي پي‌شون/ نرسيدي بهشون/ وقتي پيدات شد و برگشتي خونه/ مونس‌ت تنهايي بود و انتظار/ آخ كه چه زجري تو كشيدي علي جون/ تو همون تنهايي‌هات بود كه به راهت رسيدي/ به لائوتسه به بودات/ به علي و حلاجت/ به حافظت...
[ هامون- داريوش مهرجويي ]

حاجی جفرسون
07-29-2012, 11:59 PM
فردوسي: ديشب خواب ديدم در ويرانه‌ها گنجي است، و زير خاكستر آتش بود. تا هر جا دويدم خود را بر زمين داراينشانه‌اي يافتم. اين چشم كيست نگران، و آن انگشت كيست نمايان‌گر؟ اين كَلُه گوشه كدام پهلوان و آن تار موي كدام دلارام؟ ديدم همه نياكان من‌اند.
[ ديباچه نوين شاهنامه - بهرام بيضايي ]

دکتر: زن که طلاهاشو بده یعنی خیلی حرفه. دلمون واسه ت تنگ میشه... واسه غر زدنات... نق نقات... واسه سگ خاقیت... اما گور پدر دل ما... دلِ تو شاد
[ سوته دلان - علی حاتمی ]

عباس: مو اصلا توقعی نداشتم...سر زمین بودُم با تراکتور....جنگ هم که تموم شد،برگشتُم سر همو زمین،بی تراکتور! مو حتی دفترچه بیمه هم نگرفتم.حالا برا مو زوره که همچی تهمتی به مو بزنن....خواهر با شمام ، شما سهمتون رو دادین.سهمتون همین نیش‌هایی بود که زدین...دست شما درد نکنه..!
[ آژانس شیشه ای - ابراهيم حاتمي‌كيا ]

قیصـــر: .. احترامت واجبه خان دایی!اما حرف از مردونگی نزن که هیچ خوشم نمی آد.کی واسه من قد یه نخود مردونگی رو کرد تا من واسش یه خروار رو کنم؟!... این دنیا واسه من همیشه کلک بوده و نامردی.به هرکی گفتم نوکرتم با خنجر کوبید تو این جیگرم ...
[ قیصـــر - مسعود کیمیایی ]

حمید هامون: چرا پای منو وسط میکشی؟ تو داری یه بحران درونی رو طی میکنی و طبیعیه که ازهر کس و هر چیزی ممکنه بدت بیاد
[ هامون - داریوش مهرجویی ]

سيد: وقتی رفتی نفهمیدم کی داره میره.حالا که اومدی میفهمم کی اومده... هنوزم کم حرف میزنی .... هنوزم ماتـی .... هنوزم تو چشات عشقه.... حتماَ هنوزم دروغ نمیگی؟! مثه يه كفتر، رو شونه من. صفاي قدمت
[ گــوزن‌ها - مسعود كيميايي ]

مادر: یه بشقاب بکش بذار کنار مادر،غلامرضا نصف شب گشنه ش میشه. تنگم آب کن واسه جلال الدین،برای محمد ابراهیم زیر سیگاری بذار. مراقب باش ماه منیر حکما قرصشو بخوره. بی خوابی نزنه به سرش. ببین دادشتون هم چی می خواد مهیا کنین،سر شب بخوابین بچه ها که بتونین صبح زود پاشین،فردا خیلی کار دارین
[ مادر - علی حاتمی ]

قيصر: خان دايي، اين پيرهن خوني رو بده به ننه‌ام. بگو خوب بوش كنه تا داغ دلش آروم بگيره... بگو قيصر گفت دو تا ديگه هم برات ميارم!


لیلا: رضا رو برای روز خواستگاری خودم آماده کردم. مثه یه مادر که می خواد بچه شو بفرسته مدرسه!

[ لیلا- داریوش مهرجویی ]

حاجی جفرسون
07-30-2012, 12:01 AM
مطلب ویژه برای دیالوگ های ماندگار
=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

گروهي از چهره‌هاي فرهنگي-هنري و اهالي سينما، ديالوگ‌هايي را از بين ديالوگ‌هاي شاخص كارهاي سينمايي و تلويزيوني «علي حاتمي» انتخاب كردند.
نگارش ديالوگ‌هاي فاخر و اديبانه از ويژگي‌هاي فيلمهاي مرحوم «علي حاتمي» است.همين موضوع باعث شده‌است كه منتقدان به او لقب «سعدي سينما» را بدهند. برخي چهره‌هاي فرهنگي، هنري در آستانه سالگرد درگذشت اين سينماگر، در گفت‌و‌گو با فارس، ديالوگ‌هاي برگزيده خود را از آثار اين كارگردان بيان كرده‌اند.

- محمدرضا هنرمند:
در فيلم «مادر» چندين ديالوگ به‌يادماندني وجود داشت، از جمله: «شب رو بايد بي‌چراغ روشن كرد».

- محمد نوري‌زاد:
نگاه «علي حاتمي» به تاريخ، ما را متوجه گذشته خودمان مي‌كرد و هيچ جامعه‌اي نيز بي‌نياز از انديشه گذشته خود نيست. در فيلم كمال‌الملك، مظفرالدين شاه ديالوگي دارد كه مي‌گويد:«اكثر عمر ما در دوران وليعهدي گذشت و رسم پادشاهي را خوب نمي‌دانيم.»

- سعيد اميرسليماني:
به نظر من زيباترين ديالوگ، يكي از ديالوگ‌هاي فيلم «كمال‌الملك» است كه مظفرالدين شاه مي‌گويد: «همه چيزمان بايد به همه چيزمان بيايد» كه من اين ديالوگ بسيار دوست دارم و در زندگي روزمره نيز استفاده مي‌كنم.

- عبدالله اسكندري:
ديالوگ «همه عمر دير رسيدم» از سوته دلان كه مي‌توان گفت كه يكي از ماندرگارترين ديالوگ‌هاي علي حاتمي است
.
- عبدالحسين مختاباد:
ديالوگي مربوط به گفت‌وگوي كمال الملك با فرش باف با اين مضمون كه تقابل هنر شرق و غرب است و فروتني و تواضع هنرمندان شرقي را به رخ مي‌كشد؛ «استاد تويي! هنر اين فرشه، شاهكار اين تابلوست، دريغ همه عمر يك نظر به زير پا نينداختم. هنر اين فرش گسترده است. شاهكار كار توست يار محمد نه كار من!»

- حسن حسندوست:
ديالوگي مربوط به كمال‌الملك، كه ناصرالدين شاه خطاب به مدير مدرسه هنر مي‌گويد «هنر مزرعه بلال نيست، كه محصولش بهتر شود از ستاره‌هاي آسمان هم يكي مي‌شود كوكب درخشان، الباقي اي، سوسو مي‌زند»

- فرهاد فخرالديني:
من فقط در كمال‌الملك با ايشان كار كردم فكر مي‌كنم تمام ديالوگ‌هاي علي حاتمي زيباست و من واقعا نمي‌توانم يكي را تفكيك كنم، علي حاتمي اصلا به لحاظ ديالوگ‌هايش شهرت داشت ديالوگ‌هايي روان و صريح.

-عزت‌الله انتظامي:
من نمي‌توانم تنها يكي از ديالوگ‌ها را مجزا كنم زيرا تمامي ديالوگ‌ها زيباست و اينكه نمي‌توانم تنها يك يا چند جمله در بيان شخصيت علي حاتمي بگويم، بايد ساعت‌ها در مورد حاتمي صحبت كرد تا بتوان حق مطلب را ادا كرد.

- فتحعلي اويسي:
ديالوگ بسيار زيبايي از «دلشدگان» از علي حاتمي كه هميشه در خاطرم هست «آيين چراغ خاموشي نيست».

- محبوبه بيات:
تمام ديالوگ‌هاي علي حاتمي بسيار زيباست به ويژه تمام ديالوگ‌هاي اكبر عبدي در فيلم «مادر» به ويژه سكانس‌هاي مربوط به صحنه حمام، كه ديالوگ‌هاي عبدي به صورت برعكس نوشته شده كه اين موضوع ديالوگ‌نويسي بسيار دشوار است.

- جواد طوسي:
تمام ديالوگ‌هاي او زيباست. ديالوگ‌هاي فيلم خواستگار كه مهجور ماند به ويژه ديالوگ‌هاي رضا خاوري و اگر بخواهيم يكي از ديالوگ‌ها را به عنوان ماندگارترين انتخاب كنيم. ديالوگ «همه عمر دير رسيديم» و ديالوگ آخر اميركبير در حمام فين كاشن كه كلام آخر اوست و پيامي است به همه نسل‌ها و دوران‌ها. در سلطان صاحبقران ؛ «مرگ حق است ولي به دست شما بسي مشكل، اما شوق از ميان شما رفتن مرگ را آسان مي‌كند».

- شاهرخ دولكو:
فكر مي‌كنم كه ماندگارترين ديالوگي كه در ذهن همه هم هست «همه عمر دير رسيديم» است در سوته‌دلان و يك ديالوگ زيباي ديگر از همين فيلم كه بسيار بامزه است. «ما هر دو از يك خميريم ولي تنورمان علي حده است».

- چنگيز جليلوند:
ديالوگي كه لوتي و بابا شمل اول فيلم راجع به مراد و مريد صحبت مي‌كنند. ديالوگي است شعر گونه و بسيار زيبا «لوتي امشب دل پردردي داره، ناله سردي داره زير سايه علي، ديو جلودارش نيست».

- رضا درستكار:
همه ديالوگ‌هاي حاتمي زيبا و ماندگار است. منحصر ديالوگي در «سوته دلان» كه در پايان فيلم حبيب ظروفچي به برادر مرده‌اش مي‌گويد «همه عمر دير رسيديم» و بايد بگويم همچنان «همه عمر دير رسيديم» و اين وصف حال اهل هنر است و وصف حال علي حاتمي و همه ما.

- محمدرضا دلپاك:
ديالوگي در فيلم كمال‌الملك. صدر اعظم مي‌گويد: تو مي‌خواهي جاي ما را بگيري؟، كمال‌الملك مي‌گويد: «من آرزو طلب نمي‌كنم، آرزو مي‌سازم».

- جلال مقامي:
تمام ديالوگ‌هاي حاتمي زيباست، ديالوگ‌هاي حاتمي مانند غزلي است كه كل غزل زيباست.

- جهانگير الماسي:
ابتدا از نظر من ماندگارترين ديالوگ علي حاتمي زندگي اوست و ماندگارترين ديالوگ، ديالوگي كوتاه از «كميته مجازات». جايي كه مي‌گويد: «اين ملت خواب، اين ملت بنگي و افيوني و خواب» علي حاتمي برگذشتگان ما خرده مي‌گيرد كه چرا به جاي مبارزه عقب نشستند و اسير افيون شدند.».

- حميده خيرآبادي:
تمام ديالوگ‌هاي او شيرين و جذاب هستند و در ذهن حك مي‌شوند. طي همكاري كه من در حسن كچل داشتم هم چنين اتفاق افتاد. در «حسن كچل» ديالوگ بسيار زيبايي به يادم هست: «شاعر و تاجر كه با هم فرق نداره، تاجر ورشكسته شاعر ميشه، شاعر پولدار ميره تاجر ميشه!».

- آيدين آغداشلو:
بسياري از سكانس‌هاي سوته‌دلان به ويژه قسمت‌هايي كه مجيد تصنيف مي‌فروشد و تصنيف‌هايي را كه مي‌فروشد مي‌خواند و وقتي جمشيد مشايخي حبيب را مي‌بيند شروع به پراكنده‌گويي‌هايي در مورد خودش مي‌كند كه اين قسمت بسيار زيبا در آمده است.

- مرتضي احمدي:
چه در سينما و چه در تلويزيون، ديگر كسي مانند علي حاتمي نيامد، ديالوگ‌هاي علي حاتمي مانند مينياتوري بسيار زيبا بود، ديالوگ‌هايي بسيار روان كه كسي با آنها مشكل پيدا نمي‌كرد.

منبع خبر : فارس

سردرگم
10-14-2012, 09:04 AM
جان رنو : تا حالا کسی رو کشتی ؟
روبرت دنیرو : نه ، ولی یه بارقلب یکی رو شکستم...

فیلم رونین

میرزا کوچک خان جنگلی
10-14-2012, 10:14 PM
در سكانس پاياني فيلم رونين وقتي كه رابرت دنيرو كافه را ترك ميكند و از ژان رنو(وينسنت ) جدا ميشود

No questions. No answers. That's the business we're in. You just accept it and move on. Maybe that's lesson number three.
ارسال شده توسط تلفن همراه

میرزا کوچک خان جنگلی
10-15-2012, 12:55 AM
الپاچينو در نقش توني مونتانا در فيلم صورت زخمي و در سكانس رستوران جايي كه همسرش بعد از مشاجره اي مفتضح براي هميشه از او جدا ميشود و سپس الپاچينو اين چنين يكي از بهترين ديالوگهاي ماندگار خود را در اين فيلم به ثبت ميرساند:
Tony Montana: What you lookin' at? You all a bunch of ****. You know why?
You don't have the guts to be what you wanna be? You need people like me. You need people like me so you can point your ****fingers and say, "That's the bad guy." So... what that make you? Good? You're not good. You just know how to hide, how to lie. Me, I don't have that problem. Me, I always tell the truth. Even when I lie. So say good night to the bad guy! Come on. The last time you gonna see a bad guy like this again, let me tell you. Come on. Make way for the bad guy. There's a bad guy comin' through! Better get outta his way!
ارسال شده توسط تلفن همراه
ارسال شده توسط تلفن همراه
ارسال شده توسط تلفن همراه

namira
04-25-2015, 02:17 PM
ببین من تو رو دوست دارم.

می دونم که این فقط توی فیلما اتفاق می افته،

اما واقعا دوستت دارم.

وودی آلن- رز ارغوانی قاهره

namira
05-23-2015, 04:29 PM
http://axgig.com/images/51912267352262162636.jpg
قلی خان دزد بود...
خان نبود...
لابد توام اسمشو شنفتی...
وقتی سن و سال تو بود به خودش گفت تا آخر عمرم ببینم میتونم تنهایی هزار تا قافله رو لخت کنم...
با همین یه حرف پا جونش وایساد و هزار تا قافله رو لخت کرد...
آخر عمری پشت دستشو داغ زد و گفت هزار تا تموم شد...
حالا ببینم عرضشو داری یه قافله رو سالم برسونی مقصد!
نشد...
نشد...
نتونست!
مشغول الذمه ی خودش شد
تقاص از این بدتر؟!
(مرگ قلی خان در همان حالت نشسته)
مراد بیک: تو قلی خانی؟؟!!
تو قلی خانی؟!؟!؟

روزی روزگاری-امرالله احمدجو